به نام عثمان مردم را شكنجه مىكرد و بر زشتكاريهاى خود مىافزود . تنها چند جمله از سخنان مروان براى برافروختن آتش شورش عليه عثمان كافى بود . روزى مروان به افرادى كه خانه عثمان را محاصره كرده بودند گفت : چرا اينجا گرد آمدهايد ؟ مثل اينكه مىخواهيد سلطنت را از دست ما بيرون آوريد ؟ !
در اين سخن ، بار ديگر حقيقت مروان و بنىاميّه ، در زمان خلافت عثمان ، روشن مىگردد . از نظر مروان ، فقط بايد مردم را چپاول كرد ؛ اما حقخواهى ، آرزوى حكومت عادلانه ، جلوگيرى از چپاول ، اجراى حدود بر ستمگران و كسانى كه حقوق مردم را به بازيچه گرفتهاند ، يعنى همهء درخواستهاى مردم ابداً در روح و زبان او تأثير نداشت و آن را مهم نمىشمرد . از نظر مروان ، خلافت ، سلطنت و پادشاهى است ، نه توجه به احوال ملت و محافظت از رسالت . بدينگونه ، خلافت ، سلطنتى است كه در خاندان بنىاميّه پديد آمده كه مدتها در انتظار آن بودند ، تا بار ديگر به وسيلهء خلافت ، شكوه از دست رفتهء خود را باز گردانند . بنابراين چرا مردم اطراف خانه عثمان جمع شده و مىخواهند قدرت را از مروان بگيرند ؟ !
تمامكسانى كه بهمبارزه پاكو مقدسى عليه شيوه زمامدارى و سياست اقتصادى بنىاميّه برخاسته بودند ، مورد خشم عثمان واقع شدند و اين خشم در اثر نفوذ مروان بن حكم و افراد ذىنفوذ ديگرى چون او بود .
عبداللّه بن مسعود ، از صحابه بزرگ پيامبر ( ص ) بود . براى اينكه فشارهاى بنىاميّه بر ابن مسعود و ميزان تأثير آن در روحيهء مردم را بدانيم ، لازم است به طور خلاصه مرورى بر زندگى او كنيم :
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1705
مساهمون: جورج جرداق
ص١٧٠٥