زشتكاريهاى خود افزودند و عثمان هم تسليم آنها بود . على ( ع ) پس از اينكه به حكومت رسيد ، مختصراً به اوضاع زمان عثمان اشاره كرده ، مىفرمايد :
« استأثر فاساء الاثرة »
( سودطلبى را روش خود ساخته و در سودجويى راه بدى را پيش گرفته بود . ) و دربارهء خويشاوندان اموى عثمان ، فرمود :
« وقام معه بنو اميّة يخضمون مال الله خضمة الابل نبتة الربيع »
( به همراه او بنىاميّه بهپا خاستند و همچون شتران گرسنه كه علفهاى بهارى را مىبلعند ، بيتالمال را مىبلعيدند . )
بدين گونه بود كه بنىاميه و همراهانشان زمينه سرنوشت حتمى كارشان را كه قتل عثمان در راه منافع آنان بود ، فراهم كردند . اين سرانجام ، از « نائله » همسر عثمان پنهان نبود . او مىدانست كه علىبن ابيطالب ( ع ) پاكترين نيّت ، بيشترين اخلاص ، خردمندانهترين روش و بهترين راهنمايى را دارد . هنگامى كه او از عثمان درخواست مىكرد كه با على ( ع ) مشورت نمايد و به نظرش عمل كند ، اطرافيان زشتكار عثمان دورش را مىگرفتند و عكس آن را به او تلقين مىكردند و مىگفتند : به سخن زنان گوش نكن ، زيرا نظر آنان سست است .
يكبار مروان به عثمان گفت : « به خدا سوگند ، ادامه دادن به گناهى كه براى انجام آن از خدا طلب بخشش نمايى ، زيباتر از توبهاى است كه با ترس انجام دهى . »
به اعتراف شخص مروان در سياست دستگاه خلافت ، خطا وجود داشته است ، ولى وجود اين خطا بهتر و زيباتر از توبه بود و نيز نبايد پندى به گوش عثمان مىرسيد ، مگر اينكه از زبان مروان بيرون آيد . مروان هم هميشه در گفتگو با مردم از طرف عثمان سخن مىگفت و
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1704
مساهمون: جورج جرداق
ص١٧٠٤