ديگرى از بنىاميه كنند . تمام دوستان آنها نيز در اين راه به آنها كمك مىكردند و هنگامى كه انقلابيون مىخواستند عثمان را به قتل برسانند ، خود و طرفدارانشان دست از يارى عثمان برداشتند و او را رها كردند !
عثمان خود را از افرادى كه با مشورتشان كارها اصلاح مىگرديد و خلافت بر حق استوار مىشد ، دور كرده بود و به مشورت با افراد پليدى مىپرداخت كه به او مىگفتند اصلاحطلبان را شكنجه دهد . كسانى كه تهمت دشمنى با خليفه را به آنها مىزدند ، در حالى كه اصلاحطلبان نه دشمن عثمان بودند و نه با او دشمنى مىكردند !
هنگامى كه مرد زشتكارى همانند مروان در دربار عثمان نفوذ دارد ، براى كسانى همچون علىبن ابيطالب ( ع ) جايى نيست ! اگر رأى على ( ع ) در دستگاه عثمان و سياست خلافت اثر داشت ، مىتوانست با روشنبينى و قدرت مملكتدارى خود ، عثمان را از سياست منفعتطلبانه و سازشكارانه دور سازد و حكومت را برپايهء ثابت و شايستهاى استوار نمايد ، بهطورى كه منافع عمومى محفوظ باشد و ستمگرى از مردم برداشته شود .
نفوذ مروان در دستگاه عثمان به حدى بود كه خود توطئهاى را ترتيب مىداد و جنايتى را مرتكب مىشد ، آنگاه فوراً پيش عثمان مىرفت تا به او وانمود كند كه علىبن ابيطالب ( ع ) و صحابهء بزرگ پيامبر ( ص ) هستند كه عليه عثمان نقشه كشيده و مردم را بر ضد او مىشورانند و تنها راه ايجاد امنيت و سلامت حكومت را اين مىدانست كه عثمان ، صحابه پيامبر ( ص ) و در رأس آنها على ( ع ) را به قتل برساند و زمام تمام امور را به بنىاميّه كه از طايفهء عثمان و نزديكتر از ديگران به او هستند و براى حفظ قدرت او تعصّب بيشترى دارند ، بسپارد !
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1701
مساهمون: جورج جرداق
ص١٧٠١