جديدى به نام « پلوتوكراسى » به وجود آمد كه علاوه بر ويژگى « اريستوكراسى » يعنى اشرافيت خانوادگى ، امتياز ثروت انباشته و طرفداران زياد را نيز داشت .
نتيجه ديگر اين بود كه آنهايى كه زمينهاى مناطق عربى و بخصوص حجاز را خريده بودند ، به فكر استفاده از زمينهاى خود افتادند . به همين جهت ، بردهها را به طور روزافزونى جلب نموده و به كار گرفتند . ديرى نپاييد كه سرزمين حجاز به صورت بهشتى از زيباترين بهشتهاى روى زمين ، سرسبز و خرم و بارورتر از همهء آنها درآمد . صاحبان زمين بسيار سود بردند و به دنبال اين ثروت سرشار ، خوشگذرانى و رفاهطلبى آغاز گرديد . اين تحول ، در حجاز ، مكه و مدينه و طائف ، طبقه اريستوكرات بيكارهاى به وجود آورد كه هيچ فعاليتى نمىكردند . تنها كارشان گردآورى بردگان بود و ثروتشان را در خوشگذرانى ، وقتگذرانى و بىبندوبارى صرفمىكردند . خوشگذرانى و بىبند و بارى هنرنماييهايى در جامعه به دنبال داشت ؛ آوازخوانى ، موسيقى ، رقص و شعرى كه هيچ اثر مثبت و يا شادىآورى نداشت و تنها خوشگذرانى و گذران اوقات بيكارى و بيهودگى را مجسّم مىساخت . هدف اصلى ، لاابالىگرى و كارهايى بود كه در نهايت به صورت عميقى ، غم و افسردگى را متوجه جامعه مىكرد . »
در كنار اين طبقهء خوشگذران بىدرد ، بردههايى مىزيستند كه زندگى آنان در دست اربابان بود ؛ در زندگيشان هيچ نوع سرگرمى بيهوده و نيز عواطف و احساسات يافت نمىشد و در كنار اين دو طبقه ، بردگان آزاد و آزادگان برده ، طبقهء محروم ديگرى با نهايت بدبختى و فلاكت به سر مىبرد كه در حجاز زمينى نداشت تا با ملكى
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1691
مساهمون: جورج جرداق
ص١٦٩١