در عراق مبادله كند و در عراق هم زمينى را مالك نبود تا در مقابل آن ، زمينى را در حجاز خريدارى كند .
« نتيجهء همهء اينها اين بود كه ، نظامى كه عثمان با نظر خود و يا طرح مشاورين خود به وجود آورده بود ، تنها نتايج سياسى نداشت . اين طبقه ثروتمند و خوشگذران بر مردم چيره شدند و آنان را به چند حزب و گروه تقسيم كردند كه در نتيجهء اين پراكندگى ، با يكديگر بر سر قدرت به نبرد پرداختند . اين سيستم نتايج اجتماعىاى هم در پى داشت . براساس اين دگرگونى ، نظام طبقاتى به اوج خود رسيد و طبقه اشراف بزرگ به ثروتهاى متراكم و قدرتهاى وسيعى دست يافت . »
در سوى ديگر ، طبقهء مستمندان هم بودند كه روى زمينها كار مىكردند و با دسترنجشان وسايل خوشگذرانى اشراف را فراهم مىساختند . در ميان اين دو طبقه كه با هم فاصلهء فراوانى داشتند ، طبقهء متوسطى بود كه عمدهء افراد جامعه را تشكيل مىداد . اين طبقه ، در شهرها زندگى مىكردند ، با دشمن به نبرد مىپرداختند و از مرزها حفاظت مىنمودند و از مردم و ثروتهايشان دفاع مىكردند . بر سر جذب همين طبقه بود كه اغنيا با يكديگر به نبرد برخاستند و در نتيجه ، آنان را به دستهها و گروههاى مختلفى تقسيم نمودند .
« در بررسى تاريخ اسلام مىبينيم كه نخستين مبارزه بين خود ثروتمندان رخ داده و آنگاه بين طبقه متوسط و اين ثروتمندان به وجود آمده است . طبقهء سوم ، يعنى طبقهء كارگرانى كه روى زمين و جاهاى ديگر كار مىكردند بعدها خودنمايى مىكنند . » « 1 »
هامش
( 1 ) صادق عرجون ، عثمان ، صص 109 - 105