عزل و نصب كنند ، ثروتها را جمع كنند و بخشش نمايند . در تمامى اركان حكومت اسلامى ، نفوذ كنند و زمينههايى براى تأسيس دولت خود به وجود آورند . نخستين عنصر پليدى كه عثمان به او در كارها پناه مىبرد ، مشاور و وزيرش مروان بن حكم بود .
بدين ترتيب ، سياست مالى و ادارى عثمان و پيامدهاى آن ، مردم را به صورت دو دستهء متمايز درآورد كه چنين تضاد طبقاتى ، هيچگاه در اسلام سابقه نداشت : يك دسته زمامداران و وابستگان آنان بودند كه كارشان اندوختن ثروت و تجاوزگرى بود ؛ دسته دوم توده مردم بودند كه نصيبشان جز محروميت و ستمكشى نبود .
سياست سرمايهدارى خالص ، پس از ابتكار عثمان ، درباره امكان انتقال و تعويض اموال و زمين در ميان افراد در هر نقطهاى از مناطق عرب كه اقامت گزينند ، گسترش پيدا كرد و در پى آن ، خوشگذرانى و بىبند و بارى در ميان ثروتمندان رايج شد .
طه حسين مىنويسد : « نتيجه سياست مالى عثمان اين شد كه سرمايههاى انباشتهاى در عراق و مراكز ديگر به وجود آمد . كسانى كه از طرح عثمان سود جستند ، ثروتمندان قدرتمندى بودند كه زمينها و املاك مالكين كوچك را خريدارى مىكردند . طلحه و مروان بن حكم املاكى را خريدند و بازار سودجويى در آن سال رواج پيدا كرد و خريد و فروش ، قرض ، مبادله و مضاربه گسترش يافت . اين وضع تنها به عراق و حجاز منحصر نبود ، بلكه شامل تمام شهرهاى اسلامى و سرزمينهاى فتح شده نيز گرديد . در نتيجه ، از يك طرف مالكيتهاى بزرگ زمين و اراضى كشاورزى وسيع پديد آمد و از طرف ديگر كارگران آزاد و بنده در آنها به كار گرفته شدند . بدينگونه در اسلام طبقهء
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1690
مساهمون: جورج جرداق
ص١٦٩٠