تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1693

مساهمون:

ص١٦٩٣
عرب در اين هنگام ، نمىتوانست ببيند و بپذيرد كه سودجويى بر زمامدارى غلبه كند و سياست و حكومت آنان را در بر بگيرد ، بلكه آنچه به آن عادت كرده بود ، اين بود كه صاحبان قدرت ، مصالح اجتماعى را بر منافع شخصى برترى دهند . مسلمانان تحت تأثير روش پيامبر ( ص ) و عدالت و ايثار او قرار گرفته بودند و عادت داشتند كه به زمامدار و حكومت از اين جهت احترام گذارند كه اين حكومت متعلق به همه مردم بود ، نه حكومت طبقه‌اى خاص و حكومت براساس عدالت بود نه ستم و حكومت كسانى بود كه ملت را در برابر مشكلات زندگى يارى مىنمايند ، نه كسانى كه بارى بر دوش ملت مىنهند . آشنايى آنان با اين مفاهيم ، به دست ابوبكر و عمر و ياور بزرگشان علىبن ابيطالب ( ع ) كه هنوز به خلافت نرسيده بود ، صورت گرفت . بداقبالى عثمان بدين جهت بود كه با اين شيوهء زمامدارى ، بلافاصله بعد از عمربن خطاب به حكومت رسيد . زيرا مردم هنوز از ياد نبرده بودند كه عمر به مكه رفت و بازگشت و تمام خرج رفت و آمد او شانزده دينار شده بود . با وجود اين به پسرش عبدالله گفت : ما در اين سفر خيلى اسراف كرديم ! وقتى اين سياست عثمان بر مردم آشكار شد ، آنان به هراس افتادند و بارها به او شكايت كردند و نارضايتى خود را از كارگزاران و عمال اموى او و افرادى كه به شيوهء آنان عمل مىكردند ، اعلام داشتند . مردم علناً به عثمان گفتند كه نمىتوانند اين سياست و ستمگريهاى اين استانداران و كارگزاران را تحمل كنند ! گاهى عثمان از بعضى كارهاى خود اظهار پشيمانى مىكرد و به اعتراض شاكيان