گوش فرا مىداد و به آنان وعدهء بركنارى عمّال و كارگزارانش را مىداد ؛ اما خواستهء اطرافيانش بر ارادهء او غلبه داشت و آنان به جاى خود مىماندند و به غارتگرى ، مصادره و شكنجهء مخالفان خود و انتقام گرفتن از آنان ادامه مىدادند .
بسيارى از اوقات ، كارگزاران عثمان افرادى را كه به شكايت پيش او رفته بودند ، پس از بازگشت مىكشتند . و اين كشتارها پس از آنكه عثمان به آنها وعدهء اصلاح امور را داده بود انجام مىشد . آنان كه زنده مىماندند ، ستم نمايندگان عثمان را به وسيلهء اصحاب بزرگ پيامبر ( ص ) به گوش عثمان مىرساندند ؛ ياران پيامبر ( ص ) به آنها كمك مىكردند . عثمان نيز به ناچار تسليم خواستههاى آنان مىشد و فرمان مىداد والى جديدى تعيين گردد و به جاى كارگزار ستمپيشهء قبلى فرستاده شود ؛ اما پيش از آنكه والى جديد براى تصدّى منصب خود عازم شود ، پيكى نامهاى به والى معزول مىرساند كه در آن ، چنين امر مىشد كه والى جديد را به محض ورود ، به قتل برسانند . و نيز فرمان قتل شاكيان در آن آمده بود . والى سابق بر سر جاى خود مىماند و به قتل شاكيان مىپرداخت و به ظلم و ستم خود ادامه مىداد . آرى اين چنين ، چرخ سياست عثمان در جهت منافع متنفّذان گردش مىكرد . ملت تحت فشار قرار گرفته بود و گاهى خشم خود را در دل فرو مىخورد ، و زمانى به اعتراض مىپرداخت . در اين ميان ، شعر ، تصويرگر وضع ستمديدگان و بىبند و بارى و خوشگذرانى ثروتمندان بود !
در جامعهء آن روز كسانى بودند كه داراى صفاى وجدان ، روشنايى دل و رسايى سخن و جايگاهى در دل مسلمانان بودند . اينان از رنجها
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1694
مساهمون: جورج جرداق
ص١٦٩٤