طلحه پسر عبيداللّه در كوفه كاخ بزرگى ساخت كه بنابر گفته مسعودى در مروج الذهب ، پس از سيصد سال به نام « دارالطلحتين » معروف بوده است . درآمد كشاورزى طلحه ، تنها از عراق ، روزى هزار دينار بود ؛ كه بعضى آن را بيشتر برآورد كردهاند . مسعودى مىنويسد : اين درآمد طلحه از ناحيه « كناس » بود ؛ اما از ناحيه « سراة » بيش از اين نقل شده است و در مدينه هم خانهاى شبيه به خانه عثمان بنا كرده بود .
عبدالرحمن عوف نيز خانههايى بسيار وسيع ساخت كه در هر خانه اسطبل بود و در هر اسطبلى صد اسب نگهدارى مىشد . هزار شتر و ده هزار گوسفند نيز داشت . ثروت نقدى او در حدود سه ميليون دينار بود .
زيدبن ثابت پس از مرگش ، آنقدر طلا و نقره باقى گذاشت كه بنابر آنچه مسعودى آورده ، شمش طلا و نقره را با تبر مىشكستند . و اموال فراوان منقول و غيرمنقولى برجاى گذاشت .
يعلى بناميه بههنگام مرگش پانصدهزار دينار ثروت داشت و پولهاى زيادى از فقرا طلبكار بود و زمينهاى كشاورزى زيادى را به جاى نهاد .
مسعودى مىگويد : زبيربن عوام ، در عصر عثمان ، هزار بنده و هزار كنيز داشت ؛ در بصره ، كوفه ، مصر ، اسكندريه و هرجا كه مىتوانست ، كاخهاى سربه فلك كشيدهاى بنا مىكرد ؛ اما از ثروت نقدى واسب و شتر او هر چه بگوييم كم است . مسعودى مىافزايد : « اين موضوع جاى گفتگوى فراوانى دارد و ما اگر بخواهيم افرادى را كه در دوران عثمان به ثروت رسيدند ، ياد كنيم ، بسيارند . عصر عمر اين چنين نبود و بايد گفت كه دوران او ، راه روشن و مسير آشكارى بود ! »
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1688
مساهمون: جورج جرداق
ص١٦٨٨