تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1660

مساهمون:

ص١٦٦٠
بود - آشكار گرديد ، همچنان كه ثمرهء خشنودى و اطمينان به اسلام هم روشن شد . گروهى از رؤساى قبايل مرتد شدند . و ابوبكر با كمك گروهى از مسلمانان معتقد ، با مرتدّين جنگيد و آنان را سركوب كرد ، و آرزوى آنها را در بازگشت به زندگى بدون تلاش ، استثمار و خوشگذرانى كه پيش از اين به آن عادت داشتند باطل كرد . ابوبكر روشى را در پيش گرفت كه بسيارى از اهداف شايستهء رسالت محمد ( ص ) را كه در قلبها و انديشه‌هاى مردم جايگزين شده بود در بر مىگرفت . او روشى كه با سيرهء استادش محمد ( ص ) منطبق بود ، به كار گرفت . ابوبكر مىگفت : « اگر كار نيك كردم كمكم كنيد و اگر خطايى كردم به راه راستم بكشانيد . راستى ، امانت و دروغ خيانت است . شما مراقب من باشيد كه هرگاه مالى به دستم آمد ، در راه درست مصرف كنم . مواظب من باشيد كه شما را به بدبختى و هلاكت نيفكنم و هرگاه مايل به فرستادن نماينده‌اى شديد ، بدانيد كه من جيره‌خواران فراوانى دارم ! » آرى او عيالوار بود . درستى اين سخن تا آنجا بود كه ( براى امرار معاش ) گوسفندان مردم فقير اطراف خود را نيز مىدوشيد . هنگامى كه به زمامدارى رسيد ، شنيد دخترى به يكى از همسايگان مىگويد : حيواناتمان امروز دوشيده نمىشوند ! ابوبكر فوراً گفت : به جانم سوگند كه آنها را براى شما مىدوشم ! و مشغول دوشيدن شد . خانه كوچك و محقر خود را پس از رسيدن به زمامدارى تبديل نكرد و وسايل ناچيز خود را تغيير نداد ، بلكه اموال شخصى خود را در ميان مردم تقسيم مىكرد و چيزى براى خود باقى نمىگذاشت . ابوبكر به نمايندگان خود همين دستورى را كه به