نمايد . سيرهء پيامبر ( ص ) تأثير بزرگى بر ياران و كارگزاران آن حضرت گذاشته بود ؛ و با شگفتى مىبينيم كسانى كه در جاهليت به شيوهء پدرانشان تربيت شده بودند ، و زيادهطلب بودند و به خود اجازه مىدادند هر چه را كه به دست مىآورند ويژهء خود سازند ، ناگاه با عنايت محمد و در پرتو نور رسالتش از دادگرترين و شريفترين مردم شدند .
براى نمونه ، « عبدالله بن رواحه » از سوى پيامبر ( ص ) به خيبر فرستاده مىشود تا خرماهاى آن را براى گرفتن ماليات ارزيابى كند . در خيبر بيست هزار مرد شمشيرزن بود . مردم خيبر مىخواستند به او رشوه دهند تامالياتشان را كمتر بنويسد و فقرا از سود آنان بهرهاى نبرند . مردم خيبر براى رسيدن به اين هدف ، مقدارى از جواهرات زنان خود را نزد عبدالله آوردند و گفتند : اين جواهرات مال تو . ما انتظار داريم كه در ارزيابى خود هر چه مىتوانى چشمپوشى كنى .
عبدالله گفت : اى اهل خيبر ، شما در چشم من از بدترين بندگان خدا بر روى زمين هستيد ؛ ولى اين باعث نمىشود كه به مال شما تجاوز كنم و به شما ستم نمايم . اما رشوهاى كه براى من آوردهايد حرام است . اهل خيبر گفتند : با اين اصل ، آسمانها و زمين برپاست !
هنگامى كه پيامبر ( ص ) وفات يافت ، گروهى از قدرتطلبان بودند كه ريشههاى برترىجويى جاهليت در آنها مانده بود ، ولى راهى براى بازگشت به آن نداشتند و گروه ديگر به انسانى بودن اين انقلاب و نتايج عملى آن اطمينان داشتند و در راه پيشبرد آن مىكوشيدند و تمايلى به گذشته نداشتند .
در زمان ابوبكر علاقه به جاه و مقام - كه اسلام آن را در هم كوبيده
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1659
مساهمون: جورج جرداق
ص١٦٥٩