در بخش « پيش از امام » توضيحى مختصر پيرامون حقيقت اسلام از نظر اجتماعى و موضع انقلابى آن را در برابر رژيمهاى عصر خود و وضعيت مستبدان و زورمندان و بيچارگان و فقرا را مورد بحث قرار داديم . خلاصهء آن چنين است كه : روزى كه پيامبر ( ص ) در ميان مردم به رسالت مبعوث گرديد ، تعاليمى آورد كه قبلًا آن را نمىشناختند . از جمله سياه و سرخ و عرب و عجم برابرند ؛ برترى تنها به عمل است و همچنين مسلمان و غيرمسلمان مساوى هستند ، زيرا از نظر پيامبر هر كس به خدا ايمان آورده باشد ، مسلمان است و به خاطر همين ، با هر كس كه يك ذمّى و يا انسان ديگرى را مىآزرد ، دشمن بود . و از نظر او انسان برادر انسان است ، خواه دوست بدارد و يا بدش بيايد .
از اهداف اساسى اين رسالت رعايت و احقاق حق بود . هر راهى كه به عدالت اجتماعى منجر مىشود ، بايد تعقيب گردد تا نه ظالمى در ميان مردم بماند و نه مظلومى ، نه غالبى باشد و نه مغلوبى ، نه ثروتمند اسرافگرى باشد و نه فقير محرومى . كسى كه با شكم سير بخوابد و همسايهاش گرسنه باشد ، در مذهب محمد ( ص ) ، ايمان نياورده است ! در سنت پيامبر ( ص ) ثروت از آن امت است .
محمد ( ص ) برپايهء همين اصول عالى زندگى كرد و سرمويى از آنها تجاوز نكرد . اموال ثروتمندان بسيارى را گرفت و عادلانه در ميان نيازمندان تقسيم كرد . محمد ( ص ) كارگزاران خود را از گرفتن هديه و رشوه باز مىداشت و سفارش مىكرد كه ضعيف را در تمام امور بر قوى مقدّم بدارند . ستمگران را ، نادان معرفى مىكرد و مانع ستمگرى آنان مىشد . از شأن و موقعيت منافقان مىكاست ؛ مردم را به همكارى اقتصادى دعوت مىكرد تا نيازمندى و فقرشان را بر طرف
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1658
مساهمون: جورج جرداق
ص١٦٥٨