زبون سازد و نبايد در حكم داورى ، رشوه بگيرد تا حقوق مردم از بين نرود و حكم و داورى واقعى ، تحقق يابد . . . »
در اين نص ، به اندازهاى صراحت وجود دارد كه هيچگونه نيازى به تفسير و توضيح و حاشيه وجود ندارد . زيرا با اين نص ، بهخوبى تكليف و وظيفه زمامدارى كه در رأس حكومت قرار گرفته است ، بر ما آشكار شد و دانستيم كه در قبال جامعه چگونه بايد رفتار كند ؛ همچنان كه هدف نهايى اين جامعه را نيز بهدست آورديم .
پس انسانى كه در جامعهء انسانى امام على بهسر مىبرد ، موجودى است كه حقوق او از هر جهت محفوظ و مصون است . اموال او از آن خود اوست و در كمال امنيت و آرامش خواهد بود و به هيچوجه تحت فشار و تجاوز قرار نخواهد گرفت .
انسانى كه در جامعهء انسانى امام على زندگى مىكند ، يقين دارد كه حكومت و دولت بر او ستم روا نمىدارد و بدينوسيله او را درمانده نمىسازد و از جامعه جدا نمىكند . . . و همچنين اطمينان دارد كه او با همهء همميهنان مساوى و برابر است زيرا اين تساوى را قانون براى او تضمين كرده و در پناه قانون ، گروهى بيشتر از گروه ديگر ، بهره نخواهند برد و انسانى بيشتر از انسان ديگر ، مورد حمايت قرار نخواهد گرفت ؛ او همچنين اطمينان دارد كه حقوق وى ، كوچك باشد يا بزرگ ، كم باشد يا زياد ، هرگز پايمال نخواهد شد و نصيب ديگرى نخواهد گشت ، زيرا كه وظيفهء حكومت و دولت آن است كه از حقوق وى نگهبانى كند ، نه آنكه آن را ضايع بسازد و از بين ببرد ! و حق همه مردم ، در قانون اساسى امام على كه مىگويد : « حقوق همه مردم مراعات شده است » بىشك بايد مراعات شود .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 958
مساهمون: جورج جرداق
ص٩٥٨