تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 957

مساهمون:

ص٩٥٧
آن حقوق را در حالات گوناگونش ، برابر و يكسان گردانيده و بخشى از آنها را در برابر بخش ديگر واجب نموده و بعضى از آن حقوق ، جز در قبال بعض ديگر ، تحقق نمىيابد و عملى نمىگردد » . و بدين‌ترتيب جامعه علوى ، يك جامعهء انسانى محض خواهد بود . و البته اين يك امر اختيارى نيست و وضع جامعه ضرورت آن را ايجاب خواهد كرد ، براى آنكه وظايف مردم در قبال مردم ، همچون حلقه‌هاى زنجير ، به هم پيوسته و تحكيم‌يافته است . و همين‌طور است حقوقشان ، كه يكنواخت و يكسان خواهد بود و بعضى از آن ، جز در قبال بعضى ديگر ، عملى نخواهد شد . پس همان‌طور كه در قانون اساسى علىبن ابيطالب ، جامعه ، يك جامعه انسانى است نه عربى ، در اصل دوم اعلاميه حقوق بشر هم يك جامعه انسانى است نه فرانسوى ! . . . * * * هدف نهايى از اين « جامعهء انسانى » در اعلاميهء حقوق بشر فرانسه همان « حفظ و نگهبانى حقوق طبيعى انسان » است . . . و اكنون بايد ببينيم كه اين هدف نهايى ، در جامعهء علىبن ابيطالب چيست ؟ امام على در اين باره نصى دارد كه چنين است : « هرگز سزاوار نيست كه زمامدار و فرماندار بر ناموس و خون مردم و احكام و پيشوايى مسلمانان ، نظر داشته باشد تا در غارت اموال آنان بكوشد . و نبايد جاهل و نادان باشد و با نادانى خود مردم را گمراه سازد . و نبايد ستمگر باشد تا با ظلم و جور خود آنان را بيچاره و پريشان نمايد و نبايد از تغيير روزگار بترسد و گروهى را بر گروه ديگرى ترجيح دهد از عده‌اى دستگيرى نمايد و عده‌اى را خوار و