نمىآمد و آنكس كه بيرون مىآمد ، در واقع تازه تولد يافته بود ! » ، ارزش اين اقدام امام على را در اين زمينه ، بهخوبى درك مىكنيم ، چنان كه ميزان انساندوستى و مهر و عاطفهاى را كه در قلب او جايگزين شده بود ، بهدست مىآوريم . قسمتى از دليل ما بر اين موضوع ، وضع زندانهاى دوران « مقريزى » قرن پانزدهم است كه او چگونگى آن را براى ما تعريف و نقل مىكند و مىگويد : « زندان در زمان ما آن است كه عده زيادى را در مكان تنگى جاى مىدهند كه گرما در تابستان و سرما در زمستان آنان را آزار مىدهد . آنان همراه زندانبانان ، با آهن و زنجير ، براى كار خارج مىشوند و از گرسنگى در كوچه و بيابان فرياد مىكشند ! و بخششهايى را كه مردم از سر ترحم در راه به آنها مىدهند ، زندانبانان و مأموران حاكم از آنان مىگيرند و با اينحال آنان را در كندن گودال و چاه ، و حمل و نقل سنگ و ديگر اعمال شاقه بهكار وامىدارند . و در آنهنگام كه كارشان پايان يافت ، باز در زير زنجير و آهن به زندان بازمىگردانند ، بدون آنكه غذايى به آنان داده شود » ! !
و بدينترتيب علىبن ابيطالب در ايجاد چهار وظيفه و ركن اساسى قضايى ، براى تحكيم عدالت قضايى و مطمئنساختن مردم بر اينكه بهطور حتم همه در برابر قاضى يكسان و برابر هستند ، بر انسان قرون جديد سبقت يافته و پيشى جسته است .
اين چهار وظيفه و ركن اساسى عبارتند از :
1 . استقلال قضات و جدايى نيروى قضايى از دستگاهها و قدرتهاى ديگر .
2 . تحقيق و بررسى عميق قضايى .
3 . تشكيل ولايةالمظالم مجلس بررسى ستمها يا دادرسى و
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 934
مساهمون: جورج جرداق
ص٩٣٤