تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 937

مساهمون:

ص٩٣٧
برضد آنان شنيده و ديده‌ايد ، بىشك در پشت پرده آن‌ها ، فشار دولت براى جمع‌آورى ماليات وجود داشته است . و اگر ببينند كه ملت‌هاى شكست‌خورده تمايلى به دولت فاتحى پيدا كرده و هوادار آن شده‌اند ، به‌طور حتم بدانيد كه دولت جديد و فاتح ، سنگينى ماليات‌ها را از دوش مردم برداشته است ! و همچنين بودند يونانىها و رومىها و كسانى كه بعد از آنها آمده‌اند ! . . . و همين‌طور بود روش پرچمداران مسيحيت و دعاة اسلام « 1 » كه نخست فتوحات خود را به‌نام دين آغاز نمودند و سپس در شكل زمامداران جابرى ، به‌نام‌هاى گوناگون و شكل‌هاى مختلف كه در ماهيت و اساس يكى بوده و فرق زيادى ، با ماليات‌هاى ديگران نداشت ماليات‌هايى بر مردم تحميل كردند ! كسانى كه دقت و توجه مختصرى در تاريخ بنمايند ، خواهند ديد كه چگونه پدران روحانى و رجال كليسا گاهى ماليات‌هايى به‌نام ساختمان كليساها و ديرها و گاهى به‌نام شفاعت قديسين ! و وساطت پارسايان ! بر مردم تحميل مىنمودند و يا به‌نام اوقاف « 2 » و نماز بر ارواح
هامش
( 1 ) . بىشك مراد مؤلف از « دعاةسلام » ! دعاة حقيقى اسلام نيست ، بلكه كسانى نظير معاويه است كه به‌نام اسلام ! لشكركشى مىكردند و مرتكب جناياتى مىشدند كه هرگز در منطق اسلام ارتكاب آنها هيچ‌گونه مجوزى نداشته است . خود مؤلف در چند سطر بعد اشاره خواهد كرد كه مراد وى از اين دعاة اسلام ! چه قماش افرادى هستند و گرنه اسلام واقعى كه پرچمداران و دعاة واقعى آن محمد ( ص ) و سپس امام على و ديگر ائمه اطهار ( ع ) بودند ، خيلى برتر و والاتر از آن است كه حتى در معرض همچو اتهامى قرار گيرد . . . م ( 2 ) . اساس وقف در اسلام ، برپايه تحكيم ريشه‌هاى مفتخورى گروهى بنا نهاده نشده و اصولًا ماهيت اسلامى با صرف‌نظر از مرحله عملى آن در بسيارى از دوران‌ها ! با ماهيت اوقاف مسيحيت فرق دارد . . . وقف در اسلام براى نيكوكارى اجتماعى و صرف دارايى ثروتمندان در راه توده‌هاى محروم است و هيچ‌گونه جنبه مالياتى و تحميلى ندارد و بدون رضايت كامل واقف ، اصولًا « وقف » عملى نبوده و صحيح نيست . و بىشك صحت وقف در اسلام داراى شرايطى است و اساس آن اين است كه مال وقفى بايد از راه مشروع به‌دست آمده باشد ! . . . م
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 937 | جورج جرداق / خسرو شاهى