تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 933

مساهمون:

ص٩٣٣
چگونه در دوران حكومت مماليك در مصر « 1 » ، و در قرون وسطى در اروپا زندانيان را مورد ضرب و شتم ، شكنجه و آزار قرار داده و آنان را در يوغ و زنجير ، گرسنه و تشنه ، لخت و عور نگه مىداشتند و يا بفهميم كه در آن زندان‌ها « هركس كه وارد مىشد ، ديگر زنده بيرون
هامش
( 1 ) . شكنجه و آزار زندانيان هميشه يكى از شرم‌آورترين و ننگين‌ترين جنايات ضدبشرى بوده و به همين جهت در هركجا ، و به هر رسم و عنوانى كه اين جنايات به‌وقوع پيوسته ، زشت و قابل تقبيح بوده است . مؤلف در اينجا يادى از « تاريخ گذشته » و فجايع دوران مماليك در مصر و يا زمامداران قرون وسطى در اروپا مىنمايد ، بدون آنكه نامى از فجايع دوران « مماليك جديد » مصر و يا مركز صدور اعلاميه حقوق بشر ببرد ! . . . در مهد اعلاميه حقوق بشر و در نيمه دوم قرن بيستم ، « مهدى بن بركه » شخصيت مراكشى را در روز روشن از وسط خيابان ، با حمايت پليس فرانسوى مىدزدند و سپس توسط چند قداره‌بند مراكشى ، قطعه‌قطعه‌اش مىكنند . و در مصر عهد ناصرى ، دانشمند ارجمندى چون سيدقطب و شيخ بزرگوارى چون شيخ محمد هواش و فقيه حقوق‌دانى چون عبدالقادر عوده و شيخ مجاهدى چون شيخ محمد فرغلى و ده‌ها نفر ديگر از رزمندگان راه اسلام را پس از شكنجه و آزار ، در حالىكه آثار شكنجه در چهره همه‌شان هويدا بود ، به‌دار مىآويزند و نام آن را « سركوبى ارتجاع » و « تحكيم پايه‌هاى وحدت ملى » ! و گسترش « اشتراكيت عربى » مىگذارند . . . . سيد قطب در دادگاه و در حضور خبرنگاران داخلى و خارجى گفت كه او و دوستانش را به‌سختى شكنجه داده‌اند و سپس افزود كه برادرش محمد قطب را آنقدر شكنجه داده‌اند كه معلوم نيست مرده يا زنده است ؟ ولى رئيس دادگاه گفت كه اين حرف‌ها دروغ است ! . . . اما با اعدام ناجوانمردانه سيدقطب و رفقايش ، ثابت شد كه شكنجه او هم دروغ نبوده است ، زيرا دژخيمانى كه سيد را عليرغم اعتراض و تقبيح جهانى ، به‌دار بياويزند ، از شكنجه پنهانى او هم باكى نداشته‌اند . يك زندانى مسيحى به‌نام « روكس معكرون » كه مدت‌ها ، هم‌زندان اعضاى اخوان‌المسلمين و اعضاى حزب كمونيست مصر ، در قاهره بوده ، پس از آزادى از زندان ، به لبنان آمده و كتابى تحت عنوان اقسمت ان أروى سوگند ياد كرده‌ام كه بگويم منتشر ساخته كه انسان از خواندن انواع شكنجه‌هاى ناجوانمردانه و ضدانسانى كه بر گروهى « انسان » به جرم عدم موافقت با طبقه حاكمه روا داشته شده ، داغ ننگى را بر پيشانى همه تبهكاران ، همه شكنجه‌گران و آدمكشان وحشى قرن احساس مىكند ! م