در قضاوت و داورى امام على ، انگيزههاى عدالت عمومى ، پيوند ناگسستنى و استوارى با پديده دقت و توجه كافى دارد . و آنچه را كه ما امروز « حق همگانى » و اجتماعى مىناميم ، علىبن ابيطالب پيش از همه ، آن را به رسميت شناخته است . و همين امر ، درواقع مراعات و هوادارى از انديشه عدالت بين همه مردم و انديشه مساوات ، در آن مرحله و سطح عالى است كه بدون توجه به وضع و موقعيت طرفين نزاع درنظر گرفته مىشود و شخصيت و مقام انسان ، قداست و احترام حقوق وى را بالا مىبرد .
در اين امر ، نكته ديگرى نيز وجود دارد ، و آن متوجه نمودن مردم به وظايف خويش ، در قبال جامعهاى است كه در آن بهسر مىبرند و در برابر برادرانى است كه در مساوات كامل با همديگر ، همزيستى دارند . و همچنين اشاره به اين نظر رسا و درست است كه جامعه واحد بههم پيوستهاى است و افراد در آن ، بهوسيله قوانين و اصول عمومى و احترام متقابل ، بههم پيوند يافتهاند و اختلافات احتمالى آنان هم درواقع فقط مربوط به دو نفر نيست ، بلكه موضوعى اجتماعى است كه با جامعه ارتباط دارد .
براى تثبيت اين قوانين و نگهدارى وضع جامعه بهمثابه يك واحد متعاون و بههمپيوسته ، كه از نظر حقوق و وظايف هم همه در آن يكسان هستند ، علىبن ابيطالب در قضاوت خود اين اصل اساسى را بنيادگذارى نمود كه اكنون ملتهاى متمدن هم در داورىها و دادگسترىهاى خود به آن تكيه دارند .
علىبن ابيطالب ، شبى از شبها فرياد كسى را شنيد كه مردم را به كمك مىطلبيد . على در حالىكه مىگفت : « فريادرس و ياور آمد » ،
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 928
مساهمون: جورج جرداق
ص٩٢٨