ستمكار زورگويى ، با سوءاستفاده از قدرت فرماندارى و مقام دولتى ، مساوات را پايمال سازد .
او انديشه و دل خود را بهكار انداخته تا باب برابرى و مساوات در برابر دادگاه و قضاوت را باز كند كه هر كسى كه مورد ظلم و تجاوز فرمانداران و حاكمان قرار گرفته است ، از آن وارد شود و شاد و خرم بازگردد و حق و داد خود را بگيرد و يقين كند كه او عملًا در برابر عدالت ، با اين گروه فرماندار و استاندار ، يكسان و مساوى است . و بههمين منظور امام مجمعى را بهوجود آورده كه نام آن را « مجلس بررسى ستمها » دادرسى و نظارت عالى گذاشته و آن مجمعى است كه خود رئيس دولت در پشت ميز آن مىنشيند ، تا توده مردم شكايتهايى را كه از ظلم و تجاوز فرمانداران و امرا دارند ، به آنجا عرضه بدارند .
علىبن ابيطالب هنگامى كه در آن مجلس مىنشست ، مردم براى عرضحال به نزد وى مىآمدند . مردم آزادى داشتند كه حتى در ساعت استراحت امام هم به نزد وى بيايند و علىبن ابيطالب هم در هردو حال از آنان استقبال مىكرد و به آنان احترام مىگذاشت و به شكايات آنان رسيدگى مىنمود و بدون هيچگونه تاخير و معطلى ، در رفع هرگونه ظلم و ستمى كه بر مردم روا شده بود ، اقدام مىكرد و چه بسيار ديده شد كه فرماندارى را بهخاطر تجاوز و ظلم ولو هرقدر كماهميت از كار بر كنار ساخت و يا با اخطار وتهديد شديدى والى را از عدم رسيدگى بهكار مردم برحذر داشت . و چه بسيار ديده شد كه فرماندارانى را بهخاطر تمايلشان به برترىطلبى نسبت به مردم و يا ناديده گرفتن توده ، بهشدت مورد توبيخ قرار داد .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 926
مساهمون: جورج جرداق
ص٩٢٦