تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 923

مساهمون:

ص٩٢٣
قاضى از نظر علىبن ابيطالب مانند هر انسان ديگرى است كه در مقابل تجاوز و زورگويى هيأت حاكمه ، ناتوان است و اگر عملًا در قبال آن مصونيتى نداشته باشد ، مانند همه افراد دچار ترس و هراس خواهد بود . . . ما در تاريخ قضايى خود و در تاريخ قضات عصر بنىاميه ، عباسيان و ترك‌هاى عثمانى ، هزار و يك دليل و نمونه داريم كه قضات شرافتمند ، فقط از ترس مجازات و كيفرهاى دردناك حكام خودكامه ، مساوات در بين مردم را مراعات نكرده و منحرف شده‌اند . براى آنكه قاضى هم مانند همه مردم ، مىترسد كه اگر مورد خشم قوه مجريه و هيأت حاكمه قرار گيرد ، مال و زندگى او غارت شود ، يا جان او به خطر افتد و به قتل برسد . و همچنين مىترسد كه اگر به نفع ستمديده‌اى برضد بزرگان و اشراف حكمى صادر كند ، عزت و احترام او پايمال شود و مورد تجاوز و تعدى واقع گردد و يا لااقل از مقام خود ، بدون هيچ‌گونه دليلى بر كنار شود ! در سايه همين ترس و وحشت ، قاضى هرقدر هم شرافتمند و داراى اخلاق انسانى باشد ، ممكن است كه منحرف گردد و به‌مثابه وسيله‌اى براى انتقام‌گرفتن از تنگدستان و بينوايان درآيد و يا وسيله‌اى در دست ثروتمندان و نيرومندان براى ادامه زورگويى و غارت مردم . قواى سه‌گانه : قانونگذارى ، مجريه ، قضايى ، در زمان علىبن ابيطالب واحد بوده‌اند و در اينجا بود كه امام يك گام اساسى برداشت و قوهء مجريه را از قوهء قضايى كشور جدا ساخت تا قضات مصونيتى پيدا كنند و از مجازات و كيفر دستگاه ، در امان باشند . و براى همين منظور در عهدنامه خود به مالك اشتر مىنويسد :