شرايطى كه بىشك بايد در نزد زمامدار و انتخابكننده افراد لايق براى اين مقام بزرگ هم موجود باشد علىبن ابيطالب راه را آنچنان محكم مىبندد كه هيچگونه اضطرارى ، براى انحراف بهوجود نيايد .
لابد مىپرسيد : چرا قاضى ، آن هم با اين علم و اخلاق ، در دام انحراف مىافتد ؟
امام على بهخوبى طبيعت بشر را مىشناسد ، چنان كه از وضع سازش در بين مردم و از اوقات استقامت و استقلال يا چگونگى انحراف آنان ، كاملًا آگاه است و به جهت همين ادراك اصيل و كامل ، علىبن ابيطالب دو حقيقت اساسى را در مورد اضطرار قضات به انحراف ، درنظر مىگيرد و به جلوگيرى از آن مىپردازد . اين دو حقيقت عبارتند از :
1 . فشار قواى مجريه دولتى بر قاضى ، تا او را وادار سازد كه مطابق تمايل و نظر آن ، حكم تبرئه ، بركنارى ، كيفر ، يا اعدام را صادر كند !
2 . نيازمندى به مال كه ممكن است او را گاهى مجبور سازد در حكم و داورى خود به سويى كشانده شود كه بر او سودمند است !
اين دو عامل ، ممكن است گاه قاضى را وادار سازند كه در صدور حكم ، رأى او برپايه و اساس مساوات در بين مردم ، استوار نباشد ؛ و آنگاه گروهى ستم ببينند و گروهى بى جا به نوايى برسند . و از اينجاست كه علىبن ابيطالب بىدرنگ راه اين دو عامل را مىبندد . البته نه با پند و اندرز ، يا با موعظه و تهديد ، بلكه با قانون . امام على ، به قاضى در قبال دستگاه دولتى و قواى مجريه مصونيت مىدهد و از او پشتيبانى مىنمايد و از طرفى هم موضوع نيازمندى را ، كه ممكن است عامل انحراف گردد ، بر طرف مىسازد .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 922
مساهمون: جورج جرداق
ص٩٢٢