شناخت ، ناراحت نشود و آن را بيان كند و هيچگاه از درستى و بلندپايگى ، به پستى و طمعورزى نگرايد . در هر كارى تعمق و غور كند و به توجه و بررسى سطحى اكتفا ننمايد . در امور مشكوك و مشتبه ، درنگ نمايد تا حقيقت بر او روشن گردد . در مطالبه دليل و برهان از طرفين ، اصرار ورزد و از مراجعه به جوانب امر هيچگاه دلتنگ و خسته نشود . و در كشف حقيقت بسيار شكيبا باشد و به محض آنكه حق آشكار شد ، قاطعانه حكم بدهد و اختلاف را پايان بخشد . از كسانى باشد كه چاپلوسى و تملقگويى در او مؤثر واقع نشود و هرقدر كه افراد مغرض وى را تشويق كنند ، زير بار نرود و به آن سمت گرايش نيابد . و البته اينچنين افرادى ، بسيار كم ديده مىشوند ! »
علىبن ابيطالب همچنين در « قاضى » شرط مىداند كه راه و روش او در بين مردم ، سرمشقى براى ديگران باشد . و به همين منظور به شريح قاضى مىفرمايد : « بدان كه فقط كسى مىتواند مردم را بهسوى حق سوق دهد كه با روش خود آنان را از باطل و گمراهى دور سازد » . و قاضى بايد هميشه هوادار و پشتيبان حق باشد و ظلم و ستم را در همهوقت طرد نمايد و اگر سخن حقى را شنيد ، بر او گران نيايد : « خداوند بر فردى ببخشايد كه چون حق را ديد به آن كمك كند و اگر ستمى را ديد از آن جلوگيرى نمايد و به زيان ستمگر ، مددكار و پشتيبان ستمديده باشد » و : « آنكس كه شنيدن حق و ديدن عدالت بر وى گران آيد ، بىشك عمل بر آن دو ، بر وى گرانتر خواهد بود ! »
* * * پس از آنكه اين شرايط علمى و اخلاقى در نزد قاضى پيدا شد
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 921
مساهمون: جورج جرداق
ص٩٢١