تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 919

مساهمون:

ص٩١٩
شرط دوم : دومين شرط ، شرط اخلاقى است كه بدون آن ، شرط نخستين هم سودى نخواهد بخشيد . ما پيش از اين دانستيم كه علىبن ابيطالب گرمى انسان‌دوستى و رقت قلب و عاطفه خود را در هر كارى كه انجام مىدهد و در هر سخنى كه مىگويد و در هر قانونى كه وضع مىكند ، عملًا نشان مىدهد و چون خود اين چنين است ، مىخواهد كه اين چنين مهر و عاطفه و رأفتى در شخصيت قاضى هم جمع گردد ولى به شرط آنكه
هامش
- و نقل مىكنيم : « و خداى آنان يكى و پيغمبرشان يكى و كتابشان نيز يكى است . آيا خداوند آنان را به اختلاف‌گويى امر فرموده كه آنان فرمان خدايى را پيروى كرده‌اند ؟ يا آنكه آنها را از اختلاف نهى فرموده و آنان نافرمانى كرده و مرتكب گناه شده‌اند ؟ يا آنكه خداوند دين و قانون ناقصى فرستاده و براى تكميل و اتمام آن ، از ايشان كمك و يارى خواسته است ؟ و يا آنكه اصولًا اينها خود را شريك خداوند مىدانند و موافق نظر خود رأى مىدهند و خدا هم بايد راضى به رأى آنان باشد ؟ يا آنكه خداوند دين و قانون تام و كاملى فرستاده و پيامبر در تبليغ و رساندن آن كوتاهى كرده است ؟ هرگز . خداوند مىفرمايد : « هيچ چيزى را در قرآن فروگذار نكرده‌ايم » و باز مىفرمايد : « در قرآن هرچيزى بيان شده است » و خاطرنشان ساخته كه بخشى از قرآن ، بخش ديگر آن را تأييد و تصديق مىكند و در آن اختلافى وجود ندارد و باز در قرآن مجيد فرموده است كه : « اگر اين قرآن از جانب پروردگار نبود ، در آن اختلاف و دوگونه‌گويى زيادى مىيافتند » . به‌راستى كه ظاهر قرآن شگفت‌آور و باطن آن ژرف و بىپايان است . نكته‌هاى شگفت‌آور و عجيب آن از بين نرود و تاريكىها و گمراهىها ، جز به‌وسيله آن ، بر طرف نگردد . » اين سخنان گوهربار در تقبيح دوگونه‌گويى در حكم و فتوى ، به‌عنوان خطبه 18 امام در نهج‌البلاغه آمده است و ما از شرح و توضيح آن ، براى رعايت اختصار ، صرف‌نظر مىكنيم . به : منهاج‌البراعة ، شرح نهج‌البلاغه خويى ، ج 3 ، چاپ جديد ، ص 269 و به بعد و : شرح نهج‌البلاغه ملاصالح قزوينى چاپ جديد ، ج 1 ، ص 92 - 94 و شرح نهج‌البلاغه ابن ابىالحديد ، چاپ مصر ، ج 1 ، ص 287 و به‌بعد مراجعه شود . م