و فهم پايين اكتفا نكند و مرتبه بالا را دريابد » و در موارد مشكوك بازايستد و حكمى صادر ننمايد ، مگر آنكه پس از درنگ بسيار براى كشف حقيقت و جمعآورى دلايل و مدارك معتبر ، علم او ، او را به حقيقت قضيه و اصل واقعى حادثه ، راهنمايى كرده باشد و براى درك كامل و صحيح اين دلايل و مدارك ، علىبن ابيطالب بر قاضى دانشمند شرط مىدانست كه ادعاى يكى از طرفين نزاع را به تنهايى گوش ندهد ، بلكه هرچه او مىگويد ، بايد در حضور طرف دعوت باشد تا اگر پاسخى در قبال اتهام وارده دارد ، بيان كند و درواقع دو كفه ترازو يكسان و متعادل گردد و دليل و برهان هردو روشن شود .
علىبن ابيطالب هرچندى يك بار قضات و فقها را به اجتماعى دعوت مىكرد تا پايههاى احكام را در سراسر بلاد ، براساس واحدى پىريزى كند و همه قضات را با بينش بيشترى با مراتب نهايى اجتهاد و تصميمات فقها آشنا سازد . و مىفرمود : « براى يكى از آنان مسألهاى از احكام دين مىرسد و او مطابق نظر و رأى خود ، راجع به آن فتوى مىدهد و سپس همان مسئله از ديگرى سؤال مىشود و او حكمى بر خلاف نظر اولى مىدهد ، و سپس همه آنها ، با حكمهاى مختلف خود به نزد پيشوايى مىروند و داورى مىطلبند و او هم همهء آراى آنان را تصديق كرده و صحيح اعلام مىدارد ! » « 1 »
هامش
( 1 ) . جملاتى را كه مؤلف محترم در بالا نقل كرده ، در يك خطبه امام على عليه السلام در « تقبيح اختلاف علما در فتوى » بنا به نقل از شريف رضى در نهجالبلاغه بيان شده است و اينك ما بقيه فرمايشهاى امام را ، كه دنباله جملات بالا است ، براى مزيد استفاده ، ترجمه -