علىبن ابيطالب پا را از اين هم بالاتر مىنهد و نصوص ويژهاى را در مورد گرفتن حق مردم از گروه بزرگان و اشرافى صادر مىكند كه گمان مىكردند دستگاه قضاوت هم سازمان خاصى در دست آنان بوده و يا قضات هم در خدمت آنان قرار دارند و بدين جهت در داورى با تودهء مردم برابر نيستند . البته ما گفتارهاى روشن و صريحى را در اين زمينه از امام على نقل كرديم كه آنها را به مالك اشتر نخعى بيان داشته بود ، ولى در اينجا دستور ويژهء وى به شريح قاضى را بر آنها اضافه مىكنيم امام مىفرمايد : « به وضع ثروتمندان و مالكين رسيدگى كن و حقوق مردم را از آنان بگير و خانه ، زمين يا ملكى را كه از آنان گرفتى ، به فروش و حق مردم را به خودشان بازپس بده . »
آرى ! اين همان علىبن ابيطالب است كه ديديم به فرمانداران و كارمندان خود دستور مىداد كه خراج و ماليات را از مردمى دريافت كنند كه قدرت پرداخت آن را دارند و بر هيچيك از مردم سخت نگيرند و اگر آنان توانايى پرداخت « خراج » را ندارند ، اشياء و لوازم زندگى آنان را بهخاطر پرداخت ماليات نفروشند . ولى اكنون همان علىبن ابيطالب كه در برابر تباهى و فساد طبقه اشراف و بزرگان قرار گرفته و مىبيند كه آنان روى خودخواهى و زورگويى ، نمىخواهند در برابر قضاوت عادلانه با همه مردم يكسان و مساوى باشند ، به قاضى خود دستور مىدهد كه با قدرت و زور آنان را به اين مساوات و برابرى وادار سازد و همچنين دستور مىدهد كه با قدرت تمام ، آن حقوق همگانى را كه غصب كردهاند از آنان پس بگيرند و بهخاطر گرفتن داد و حق مردم ستمديده ، از اين گروه ستمكار ، خانه و زمين و ملكى را كه از آنان بازپس گرفتهاند ، بفروشند !
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 912
مساهمون: جورج جرداق
ص٩١٢