و اگر چنان كه علىبن ابيطالب مىخواهد ، قلب قاضى مالامال از مهر و ودوستى و شفقت گردد براى آنكه قضاوت و داورى در نظر امام ، همان داد و حق مظلومگرفتن و مهر بر مردمورزيدن و داورى عادلانهكردن است هرگز كسى را بر ديگرى ترجيح نخواهد داد و هميشه احساس خواهد كرد كه طرفين نزاع ، هردو در نزد وى برابرند و او در ميان آنان ، با مهر و دلسوزى قضاوت مىكند .
و از همينجا است كه اگر قاضى خشمناك باشد ، نبايد حكمى را صادر كند چنان كه گذشت و همچنين اگر قيافهء گرفتهاى داشته و ترشرو باشد ، نبايد بر پشت ميز قضاوت بنشيند و حتى اگر با يكى از آنان با قيافه باز و گشادهاى روبرو شد و تبسمى بر لب آورد ، با آن ديگرى نيز چنين رفتار كند ، تا در سادهترين امور هم مساوات بين آن دو را مراعات كرده باشد .
پس مسئوليت و برابرى در بين مردم از نظر قاضى ، نبايد فقط منحصر به امر داورى باشد ، بلكه در مجلس و وضع و قيافه ظاهرى هم بايد اين برابرى عمل گردد تا نيرومندى در طمع جلبنظر وى برنيايد و ناتوانى از عدالت و انصاف وى نااميد نگردد .
علىبن ابيطالب كسى را كه بر كرسى قضاوت مىنشيند ، مورد خطاب قرار داده و مىفرمايد : « با همگان فروتن باش ، و با همه يكسان رفتار بنما ، و با آنان گشادهرو باش و آنها را در نگريستن فورى و خيرهشدن در رو ، يكنواخت بدار ، تا نيرومندان به ظلم و ستم تو ، بهسود خودشان طمع ننمايند و ناتوانان از عدل و درستكارى تو مأيوس نگردند » . « 1 »
هامش
( 1 ) . جملاتى است كه امام على عليه السلام در عهدنامه خود به محمدبن ابوبكر هنگامى كه او را بهعنوان فرماندار مصر فرستاد ، بيان داشته است . م