مالك اشتر كه بهمثابه قانون اساسى بهشمار مىرود آن را بيان مىدارد : « مهربانى و خوشرفتارى و نيكويى با مردم را در دل خود جاى ده و هرگز نسبت به آنان چون جانور درنده نباش كه خوردنشان را غنيمت بشمارى ! » و : « انصاف و عدل سرلوحه برنامه تو باشد و اگر خويشان نزديك و يا مردمى را بيشتر دوست مىدارى ، مبادا كه جانب انصاف و عدالت را از دست بدهى . و اگر اينچنين نكنى و با چشم مساوات به همه مردم ننگرى ستمكار باشى و كسى كه بر بندگان خدا ستم روا دارد ، خداوند با وى دشمن است و هيچ چيزى در دگرگونساختن نعمت خداوندى و برانگيختهشدن خشم خدا ، مؤثرتر از ظلم و ستمگرى نيست » و : « بايد بيش از هر چيزى ، ميانهروى در حق و همگانىكردن آن در برابرى و دادگرى را دوست بدارى كه اين كار ، موجب خوشنودى بيشتر توده مردم گردد » .
و : « قسمتى از اوقات خود را به حاجتمندان اختصاص ده كه خود شخصاً به كار آنان رسيدگى بنمايى و اين امر را در يك مجلس عمومى كه همه بتوانند به آن وارد شوند ، به انجام رسان . در اين مجلس ، براى خاطر خدايى كه تو را خلق كرده ، با مردم فروتن باش ، سپاهيان و نگهبانان را از خود دور كن ، تا هركسى سخنى دارد بدون ترس و لكنت زبان با تو در ميان نهد و من از پيغمبر خدا شنيدم كه فرمود : « مردمى كه در ميان آنان ، ناتوان و درمانده نتواند بدون ترس و واهمه و گرفتگى زبان ، حق خود را از قوى و نيرومند بگيرد ، هرگز روى پاكى و رستگارى را نخواهند ديد » . در اين مجلس بايد تندخويى و درماندگى ارباب رجوع را هنگام سخنگفتن ، تحمل كنى و زود خسته نشوى و
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 908
مساهمون: جورج جرداق
ص٩٠٨