كاملًا امكان دارد كه اگر كسى در دادگاه ببيند كه انسانى بر انسان ديگر برترى دارد و يا مقدم شمرده مىشود و قاضى سابقه بيشترى با يكى داشته و احساس خاصى نسبت به مقام او دارد ، در خود احساس خوارى و شكست بنمايد .
و علاوه بر همه اينها و بالاتر از همه نكتهها در پشت اين سخن ، اخلاق انسانى بزرگى بهچشم مىخورد كه مبداء و منشاء هرگونه داورى عادلانه و شرافتمندانهاى است .
علىبن ابيطالب با اين انگيزه و روش رفتار مىكرد . و اين رفتار بهخوبى نشان مىدهد كه او ايمان دارد كه رئيس دولت نيز در برابر داورى و قضاوت نبايد خود را بالاتر فرض كند و حق ندارد كه يك فرد عادى را در برابر قضاوت كوچك بشمارد و يا حق ندارد كه بهخود اجازه دهد كه در مخاطبساختن يكى از دو نفر ، امتيازى قائل شود و يا حكمى را كه برضد وى صادر مىشود نپذيرد . پس دستگاه قضاوت و داورى در مكتب امام على ، مؤسسه و سازمانى نيست كه در كنار مؤسسات و مراكز ديگرى ايجاد شود كه آنها را نيرومندان براى خوردن بيچارگان ! و ستمكاران براى درهمكوبيدن ستمديدگان و زورگويان براى بستن راه مردم ، بهوجود آوردهاند .
امام على اين چنين رفتار كرد و اينچنين قوانين و اصولى را وضع نمود تا قضات در راه او گام نهند و همراه او در ايجاد مساوات بين همه مردم قدم بردارند . و براى همين منظور بود كه علىبن ابيطالب از هيچ نكته و موضوع كوچك يا بزرگى غفلت نورزيد و بهنحوى به آن اشاره نمود .
از همين نمونهها است توصيه و دستورى كه در عهدنامه خود به
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 907
مساهمون: جورج جرداق
ص٩٠٧