اين جهت مستبد و خودخواهند ، دست تعدى بهطرف مردم دراز مىكنند و در دادوستد بىانصافى مىنمايند . تو بايد موجبات اين ستمگرىها را از ميان ببرى ( از ايشان مؤاخذه كنى و دستشان را از تصرف در شئون مردم كوتاه بنمايى ) ، هيچگاه زمينى را بهعنوان اقطاع به خويشان و نزديكان خود مده و نبايد هيچيك از آنان به طمع افتد كه تو زمين و مزرعهاى را به ملكيت او درآورى ، آنگاه او به املاك مجاور تعدى كند ، مانند اينكه جلو آب را بگيرد ، يا كارى كه بايد با همسايگان بهطور مشترك انجام دهد يا خرجى كه بهطور مساوى بايد پرداخت گردد به آنان تحميل كند . . . »
و باز مىفرمايد : « . . . مبادا كه در حكومت تو ، خادم وخائن يكسان باشند » زيرا خادمى كه در ازاى خدمت خود مزد و پاداش نبيند ، دلسرد و بىقيد گردد و خائنى كه جزاى خيانت خود را به حد كافى نيابد ، كردار زشت خود را با جرئت بيشترى تكرار كند ، و : « بدانكه بهترين والى آن كسى است كه نسبت به تودهء مردم خويش صميمى و يكدل باشد و آزار آنها را نخواهد و به كارهاى پرمشقت وادارشان نكند . . . » !
و باز فرموده : « هركس كارى انجام داد و رنجى را متحمل شد ، آن را درنظر بگير و حاصل كار و رنج كسى را به غير او نسبت مده و همان مقدار كه زحمت كشيده ، قدر بدان ، نه آنكه مقدارى از كار و رنج او را نديده بگيرى . و هرگاه مردى عالىمقام ! كار كوچكى انجام داد و رنج كمى پذيرا شد ، بلندى مقام وى باعث نشود كه كار كوچك او را بزرگ جلوه دهى ؟ و همچنين اگر مرد گمنامى كار بزرگ و ارزندهاى انجام داد ، گمنامى او سبب كوچكشمردن كار او نگردد ! . . . »
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 903
مساهمون: جورج جرداق
ص٩٠٣