اسلامى باشيد كه مطابق موازين قانونى اسلام رفتار مىكند ، باز هيچگونه حقى نداريد كه بر مسلمانى ستم روا داريد ، چون همه مسلمانان به واسطه اسلام با هم برابر شدهاند ؛ و اگر در همين جامعه و حكومت اسلامى ، كسانى مانند يهوديان ، مسيحيان و يا صاحبان عقايد گوناگون ديگر ، اسلام را نپذيرفته باشند ، باز اجازه نداريد كه به هيچيك از آنان ظلم كنيد ، براى آنكه آنان در خصلت كلى انسانبودن ، با مسلمانان در يك ترازو قرار دارند !
كوتاه سخن آنكه ، همه مردم در برابر دادگاه و احكام آن يكسان و مساوى هستند و اين مردم ، فقط در چهارچوبى بهنام انسانيت ، مورد توجه قرار دارند و دور و نزديك ، دوست و دشمن ، مسلمان و غيرمسلمان همه و همه در قبال حق ، برابر هستند و هيچگونه فرقى با يكديگر ندارند .
اكثريت كسانى كه قضاوت و احكام دادگاه را به بازى مىگرفتند قضات را از راه راست منحرف مىساختند و عدالت را پايمال مىكردند ، همان اشراف ، سرمايهداران ، زمامداران ، بزرگان ، اطرافيان و وابستگان آنها بودند ، اين افراد ستمكار ، عدل را پايمال مىنمودند و از حق مىگذشتند و قضاوت را از مسير عدل دور مىنمودند زيرا مىخواستند به غارت خود ادامه دهند و كسى آنها را بازخواست نكند . علىبن ابيطالب در قبال همه آنان روش قاطع و آشتىناپذيرى را درپيش گرفت و بهخاطر برقرارساختن اين مساوات همگانى در برابر قضاوت و دادگاه ، به هيچوجه انعطافپذيرى در او راه نيافت .
امام على در عهدنامهء خود به مالك اشتر مىفرمايد : « . . . در دستگاه والى و فرماندار ، كسانى هستند كه به او نزديكند ، يا خويشاوندند و به
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 902
مساهمون: جورج جرداق
ص٩٠٢