گوناگونى تقسيم شده بودند كه هيچگونه مساواتى در ميان آنان مراعات نمىشد و اين ماده ، بدين جهت وضع شد كه آن واقعيت تلخ و دردناكى را بر طرف سازد كه گروهى از افراد بشرى را ، بدون كوچكترين كوشش و رنجى ، بالاتر از ديگر برادران خود قرار داده بود و در ميان آنان يك سلسله عوامل اجتماعى احمقانه و بىاساس را بهوجود آورده بود كه انسانى را بهخاطر تولد در محيطى ، بر انسان ديگر ترجيح مىداد ! و اين در واقع يك برترى بىاساس و بىارج بود .
و اگر ما به تاريخ زندگى و دوران امام على بنگريم ، خواهيم ديد كه امام على نيز در دورانى مىزيست كه اين اجحاف و تجاوز ستمگرانه ، بر فرزندان زمان روا داشته مىشد و امام اين باور موهوم را كه طبقهاى را در حقوق و مزايا بر ديگران رجحان مىداد ، از هم گسست و دور انداخت و زمين را از آلودگى اين ننگ پاك ساخت و مردم را ، طبق مقتضاى سنت طبيعت و روش جامعه انسانى پايدار ، با هم برابر و برادر اعلام نمود .
و در اينجا است كه ما مىتوانيم تنها علت صحيح و واقعى شورش سران قريش بر ضد وى را پيدا كنيم . . . آرى امام على بر دستهاى آنان كه اموال مردم را غارت مىكردند ، زنجير زد و سنگينى نفوذ آنان را از دوش توده برداشت . و بين آنان كه به غلط مىپنداشتند بزرگان قوم ! هستند و همه مردم روى زمين ، تساوى و برابرى اعلام كرد .
علىبن ابيطالب ضمن اعلام اين مساوات ، فرياد بشردوستانهاى رابه گوش آنان رسانيد كه تار و پود وجودشان را به لرزه درآورد و آنان را به سرگيجه افكند ! و ضربهء امام آنقدر سهمگين بود كه آنان همهء دشمنىهاى ميان خود را كنار گذاشته و بر ضد امام على پيمان بسته و
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 895
مساهمون: جورج جرداق
ص٨٩٥