كرد كه امام على آن قاعده اساسى را درباره محصول تمدن ، بهخوبى درك كرده كه تمدن ، همان كار و كوششى است كه پيشينيان و آيندگان ، قديمىها و امروزىها در آن اشتراك دارند ؟ . . . همان قاعده اساسى كه پاسكال فيلسوف فرانسوى در تعبير از آن چنين مىگويد : « بايد ما به سلسله بشر در خلال قرون و اعصار تاريخ چنان بنگريم كه گويا بشر ، يك انسان است كه هميشه زندگى مىكند و بدون انقطاع ، چيز ياد مىگيرد » .
جالبتر از همه اينها و روشنتر از آنها در نشاندادن تعاون و همكارى مداوم در ميان بشريت ، اين سخن امام على است : « . . . خداوند براى بعضى مردم بر بعضى ديگر حقوقى قرار داده و آن حقوق را در حالات گوناگونش ، برابر و يكسان گردانيده و بخشى از آنها را در برابر بخش ديگر واجب نموده و بعضى از آن حقوق ، جز در قبال بعض ديگر تحقق و وقوع نمىيابد » .
من در گفتهها و سخنان متفكران بزرگ فرانسه ، در زمان پيش از انقلاب و يا در اثناى انقلاب يعنى در غنىترين مرحله از مراحل تاريخ بشرى جالبتر و عميقتر از اين انديشه و اين بيان ، در اظهار وحدت و يگانگى كوششهاى مشترك بشرى ، جملهاى نيافتهام . . . كوششهاى مشتركى كه امام على از آنها به « وحدت وظايف و وحدت حقوق » تعبير كرده است .
و همين نظريه عميق و اساسى در مورد اشتراك و اتحاد سلسله افراد بشرى در توليد و بهوجودآوردن امكانات امروز بشر ، همان اصلى است كه نظريهء مساوات مردم در همهء حقوق بر آن استوار مىگردد .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 892
مساهمون: جورج جرداق
ص٨٩٢