در توليد آنچه امروز در دست بشريت وجود دارد و حق قانونى هركسى از اين محصول ، بينش و ديد امام على درباره جامعه چنين بود كه جامعه بايد « انسانى » باشد نه « نژادى » ! و بهعبارت ديگر جامعهاى كه مورد نظر امام على بود ، جامعهاى است كه براساس مفاهيم عالى انسانى نه نژادى ، برپا شود . و ديديد كه امام چگونه بين عرب و غيرعرب ، در موقع تقسيم و توزيع بيتالمال ، مساوات را مراعات نمود و « اندرزگويى » ! ، امام را مورد سرزنش قرار داد و امام هم پاسخ مناسبى به وى داد و حاضر نشد كه حقوق و سهم عرب بيشتر از افراد غيرعرب باشد .
و باز ديديد كه امام على چگونه ميان بزرگان و رهبران قريش كه نزديكان و خويشان وى بودند و توده مردم ، از افراد قبيلههاى گوناگون ، برابرى را حفظ كرد و آنگاه كه شخصى به ملامت وى پرداخت ، امام جواب درخور وى را هم داد و اين باور غلط را نپذيرفت كه قريش برتر و والاتر از ديگر مردمان عرب باشد و در حقوق با آنان برابر و يكسان نشود .
* * * اكنون كه ما رشته بحث را به مساوات در حقوق مىكشانيم ، بايد به نكتهاى كه در اينجا وجود دارد توجه كنيم و آن اينكه :
موضوعى كه باعث شد طراحان و بنيانگذاران اعلاميهء « حقوق بشر » اين مساوات را در نخستين مادهء اعلاميه بياورند ، اختلافات طبقاتى ناگوارى بود كه تاريخ چگونگى آن را در بين طبقات مردم ، در برابر حقوق همگانى ، شناخته و به ما نشان مىدهد . . . براى آنكه مردم تا دوران انقلاب كبير ، به مراتب و طبقات اجتماعى و اقتصادى
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 894
مساهمون: جورج جرداق
ص٨٩٤