وضع مردم كه از نظر وى برادران متعاون و متساوىالحقوق هستند دقت كرد و ديد كه اكثريت آنان در فقر جانكاهى بهسر مىبرند و در قبال آن ، اقليتى هم در ناز و نعمت فراوانى هستند و آنگاه خود را مورد خطاب قرار داد و گفت : « به وضع مردم هر نقطه كه مىخواهى نظر كن ! آيا چيزى مىبينى جز فقير و دردمندى كه از فقر و بينوايى رنج مىبرد ؟ و يا ثروتمندى كه نعمت خداوند را به ناسپاسى تغيير داده است ؟ »
در آن هنگام كه « اندرزگويى » ! به نزد وى آمد و اين تقسيم و توزيع عادلانه و برابر وى را مورد انتقاد قرار داد و به عرض رسانيد كه : « يا اميرالمؤمنين ! اين اموال را بخشش كن و اين اشراف و بزرگان عرب و قريش را بر اين گروه بردگان و افراد غيرعرب ! ارجح بدار و بر آنان بيشتر مرحمت كن » امام با قاطعيت تمام و با آرامش ويژه خود فرمود : « آيا به من پيشنهاد مىكنيد كه با ظلم و ستم پيروزى را بهدست بياورم ؟ » !
همچنانكه علىبن ابيطالب نخستين انديشمند شرقى بود كه اعلام داشت اموال عمومى و بيتالمال ، اموال توده مردم است ، نه دارايى ويژه طبقه حاكمه و طبقه اشراف . همچنين نخستين زمامدار در سراسر مشرقزمين « 1 » بود كه اين حقيقت را آنچنان بيان نمود و تشريح كرد كه علامت و شكل قانون را با خود همراه داشت . پس اموال عمومى و بيتالمال « طعمه و رزق فرمانداران و زمامداران نيست »
هامش
( 1 ) . قبل از امام على عليه السلام پيامبر بزرگ اسلام اين حقيقت را اعلام داشته بود و مؤلف محترم ظاهراً فراموش كرده كه در مجلد اول همين كتاب ، فصل « پيش از امام » ، ثابت كرده كه محمد ( ص ) پيشاز امام همين روش را داشت و امام ادامهدهنده راه محمد ( ص ) بود . . . م