تبديل شود و آنان به استثمار و احتكار پناه ببرند و يا تمايل پيدا كنند كه بر مردم تسلط يافته و توده را با استثمار و احتكارشان ، به بردگى بكشانند ، كه در اينصورت امام على قاعده و قانونى را وضع نموده و به زمامداران دوران خود ابلاغ مىكند كه بهمثابه اساس كلى قواعد عام و شاملى است كه همراه زمان پيش مىرود ، آنجا كه مىفرمايد :
« . . . و بدان ! با همه صفات نيكى كه درباره بازرگانان گفته شد ، بسيارى از آنان ، در دادوستد سختگير و تنگنظر و همچنين سختاند و نيز ملزومات و مواد خوراكى مردم را احتكار مىنمايند و در خريد و فروش زورگو هستند ؛ اين اعمال براى عامه مردم زيانآور و براى واليان و فرمانداران ، عيب بزرگى است .
بنابراين ، از احتكار جلوگيرى كن . . . و بايد خريد و فروش آسان و از روى عدالت و انصاف انجام گيرد ، و قيمت اجناس بايد طورى باشد كه به هيچ يك از فروشنده و خريدار ، زيانى وارد نيايد و هرگاه پس از اينكه از احتكار نهى كردى ، باز كسى مرتكب آن شد ، او را عقوبت كن و به كيفر عملش برسان ، بدون آنكه در مجازات او زيادهروى كرده باشى . . . »
* * * 4 . حق مالكيت و آزادى در تملك : و بهزودى در موقع بررسى اصل دوم از اصول و مبادى انقلاب كبير ، درباره آن بحث خواهيم نمود .
5 . آزادى فكر و انديشه : از آيات امام على در تأييد آزادى تفكر و انديشه ، اجازهاى است كه به مخالفين خود داد تا در اعتقادات و انديشهها ، راه و روش خود آزاد باشند ، بدينترتيب كه نخست انديشه و بررسى نمايند و سپس به آنچه تشخيص دادهاند عمل كنند .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 885
مساهمون: جورج جرداق
ص٨٨٥