اين سخنان ، به اضافه آزادى صنعت ، پيشه ، تجارت و كشاورزى ، نتايج درخشانى دارد كه از آن جمله است : ايجاد يك طبقه جديد از طبقات مردم كه در قبال تباهىهاى طبقه اشراف و فئودالها ، به پيشرفت و ترقى جامعه كمك و مساعدت مىكند . و در اروپا هم پيدايش طبقه پيشهور و بازرگان ، مرحلهاى از آن مراحلى بود كه به سرنگونساختن دوران رژيم فئوداليسم كمك فراوان كرد !
* * * علىبن ابيطالب ، علاوه بر اينها ، حقيقت ارزشمندى را نيز با قاطعيت تمام بيان داشت و آن اينكه : انسان فقط در قبال كارهاى نيك ، انسان بهشمار مىآيد و فرمود : « بدانيد كه مردم فرزندان كارهاى نيكى هستند كه انجام مىدهند » و بىشك اگر انسان در كارى آزاد نباشد ، آن را به نيكى انجام نمىدهد .
شما در فصل : « رفع نيازمندى » « 1 » ديديد كه امام على به كارمندان دولت خود دستور داد كه هيچ انسانى را به كارى كه مايل نيست ، مجبور نسازند و پاداش و مزد كسى را كه فقط از روى آزادى و رضايت ، در « زمين » و يا « نهر » ى كار مىكند ، به نيكى بدهند . ولى اگر علىبن ابيطالب آزادى عمل بازرگانان و پيشهوران و نظاير آنان را به رسميت بشناسد ، و به سودى كه از راه كوشش و كار فرزندان اين طبقه به جامعه عايد مىشود اعتراف نمايد ، هرگز غفلت نمىكند كه اين آزادى را با لزوم درنظرداشتن مصلحت توده مردم ، مشروط سازد ، البته در آنصورتى كه كوشش و كار آنان به كار و كوشش تجاوزكارانهاى
هامش
( 1 ) . به مجلد اول ، على و حقوق بشر ، مراجعه شود . م