امور مىشود كه با تغيير و تبديل زمان و مكان ، تغيير مىيابند و شايد بزرگترين اين اصول ، كه مردان يگانه و نخستين دنياى عقل و انديشه آن را كشف كردهاند چنان كه علىبن ابيطالب هم آن را كشف نموده است همان ، متطوربودن زندگى و شايستگى « زندگان » براى تحول و تكامل ، باشد .
* * * و اكنون بايد دربارهء اعلاميهء حقوق بشر سخن بگوييم كه حاصل كوشش همه بشريت بوده و انقلاب كبير فرانسه مواد آن را اعلام داشته است . . . . و سپس به بررسى آن اصول و مبادى حقوق بشرى كه يگانه و فرزانه عرب ، از چهاردهقرن پيش آنها را كشف كرده است ، بپردازيم .
نخستين مسئلهء قابل طرح و توجه ، مسئلهء « اختلاف زمان » است كه بايد مورد دقت قرار گيرد و بر همين اساس بايد به اصول عميق و ريشهدارى كه از چهارچوب زمان و مكان مىگذرند و شكل و رنگ عام انسانى بهخود مىگيرند ، بنگريم . و اما آنچه مربوط به زمان و مكان مىشود ، چيزى نيست كه در اين مقايسه ما ارزش و مقام مهمى را داشته باشد ، براى آنكه مقايسه ما در سطح انسانى و جهانى و همگانى بهعمل خواهد آمد و خارج از حدود و زمان و مكان خواهد بود .
براى روشنشدن موضوع ، بهعنوان نمونه مثالى مىآوريم : آن كس كه امروز به شما مىگويد : « اگر بخواهيد به اين شهر مسافرت كنيد ، با اتومبيل برويد » مانند همان كسى است كه هزارسال پيش به شما مىگفت : « اگر بخواهيد به اين دهكده مسافرت كنيد با شتر برويد . . . »
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 872
مساهمون: جورج جرداق
ص٨٧٢