اشتراك دارند و در سايه الهام همين ايمان و در پرتو نور آن ، مكتبهايى را بهوجود آوردهاند كه موضوعات گوناگونى را دربر مىگيرد كه در جزئيات از همديگر جدا هستند و در اصول و اساس يكى هستند .
از اصول اين مكتبها ، اطمينان و اعتماد سقراط و افلاطون و ارسطو ، متفكرين باستان ، به نيكى اجتماع و زندگى مشترك است و همچنين اعتماد ساوونارولا و جيوردانو برونو « 1 » از متفكران قرون وسطى ، و اطمينان ادبا و رهبران انقلاب كبير در قرون جديد ، به آن است . اما اعتماد علىبن ابيطالب به نيكى اجتماع و زيبايى تعاون و همكارى ، بهاندازهاى است كه به وصف نيايد . . . اين امام على است كه اين گفتار اساسى را در نيكى اجتماع و آثار آن در عزت و احترام و رفاه و آسايش نژاد بشرى ، بيان مىدارد : « عزت و گرانمايگى انسان با اجتماع ، و در زندگى مشترك است » .
اين ايمان به نيكى زندگى و قدرت عقل و شايستگى حيات اجتماعى ، آن عده از متفكران نخستين و حتى جديد را كه اصالت خود را حفظ كرده بودند ، براى پيروى از مكتب انقلابى زندگى كه هميشه در حال تحول و تجدد است ، راهبرى كرد . انقلابىبودن زندگى ، مزاياى زندگى را بهوجود آورده و بزرگترين شاهد بر وجود امكانات وسيع زندگى است ، همين امر هواداران اصالت زندگى را وادار مىسازد كه براساس اعتماد مطلق بر تحول قابل احترام ، به كار و
هامش
( 1 ) . جيوردانو برونو فيلسوف ايتاليايى متولد در شهر نولا ، در سال 1548 ميلادى است . او در سال 1600 م وفات يافت . وى مدتى در پاريس تدريس مىكرد و با فلسفه اسكولاستيك و ارسطويى مبارزه نمود و در رم بهعنوان « مرتد » ! سوزانده شد ! . . . م