تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 871

مساهمون:

ص٨٧١
به‌دست مىآورد كه به انقلابىبودن زندگى كه قدرت و نيروى انسانيت بر شناخت و معرفت ، و بر پيشرفت دائمى در سايه اين معرفت ، نشان‌دهنده آن است تصريح دارد . و در هر صورت آن قواعد و اصول اساسى را كه مكتب‌هاى انديشمندان به‌ويژه متفكران انقلاب كبير در فلسفه اجتماع و در اصل انقلابىبودن زندگى و شايستگى زندگان براى تحول و تكامل ، بر آنها استوار است ، از نقطه‌نظر نص و مفاد ، موضوع و عبارت در نزد يگانه بىنظير انديشه عربى « 1 » ، علىبن ابيطالب خواهند يافت . اين اصول و قواعد در آثار امام على چنان به‌هم پيوسته و درهم آميخته است كه در كل و يا جزئيات خصوصى هم از همديگر انفكاك‌ناپذير است . مقام علىبن ابيطالب در اين مورد ، مانند بزرگان گذشته قرون و اعصار است كه اعماق زندگى را بررسى مىكردند تا نقشه‌هاى بزرگ و به‌هم‌آميخته آن را كشف كنند و آنگاه از روى صدق و صفا ، سادگى و حرارت ، آنچه را كه كشف كرده‌اند ، بيان نمايند و از اينجاست كه آنچه را كه كشف نموده و اعلام داشته‌اند ، از دو قسمت تشكيل شده است : قسمتى شامل اصول بزرگ و كلى كه قابل اجرا در هر زمان و هر مكانى است و براى هميشه هم باقى مىماند ، چنان كه قوانين ثابت علمى باقى مىمانند . . . و قسمت ديگرى هم شامل شرح و بسط و جزئيات
هامش
( 1 ) . لازم به توضيح نيست كه اين مطلب ، ناشى از تفكر يك نويسنده مسيحى درباره امام على است و گرنه اعتقاد ما دربارهء امام على ( ع ) برتر و بالاتر از آن است كه امام على عليه السلام را به انديشه عربى ! ! نسبت دهيم و يا او را با ولتر و پاسكال و ساوونارولا و فلاسفه يونان در ترازوى مقايسه بگذاريم . . . م