بىنيازيت ، تهىدست و پريشان شوم » و اگر دنيا خانه راستى براى كسى است كه به آن راست بگويد ، چه زيباست كه مردم آن را دوست بدارند و در قبال آن صادق باشند زيرا كه دنيا ، مادر مردم ، و مردم فرزندان آن هستند ! امام على مىفرمايد : « مردم فرزندان دنيا هستند و فردى را نبايد بهخاطر دوستداشتن مادر خود ، سرزنش كرد » ! و اگر دنيا خانه راستى باشد كه چنين است و زندگى سراسر نيكى باشد كه آن نيز چنين است پس بايد فرزندان آن در سايه اين راستى و نيكى ، در خوشى بهسر ببرند ولى بهشرط آنكه بر دنيا راست بگويند و در آن صادق باشند و به زندگى دروغ نگويند و در همين مورد است كه امام على مىفرمايد : « و بدانيد كه هيچ چيزى جز زندگى ، وجود ندارد كه انسان از آن سير نشده و ملول نگردد » ! و لابد در اين دوستى عميق كه مردم نسبت به زندگى نشان مىدهند ، يك دليل ضمنى وجود دارد كه : زندگى سراسر زيباى و نيكى است !
* * * و در مورد اعتقاد به نيروى عقل و انديشه بايد گفت كه اين امر هم در بين متفكران عصر نهضت در اروپا ، سربازانى دارد كه بهشمار نيايند ! ولى بارزترين آنان مونتين ، رابله ، پاسكال ، ديدرو ، ولتر ، بايل و ديگران هستند كه معتقدند عقل و خرد انسانى ، رهبر نخستين و آخرين ، بهسوى حقيقت است . و اين هواداران عقل ، با ويرانساختن پايههاى هر بنيادى كه براساس عقل و خرد استوار نبود ، بزرگترين خدمتها را به تمدن بشرى انجام دادند و شايد شما سخت به شگفتى درآييد اگر بدانيد اصولى كه اين گروه افكار و مكاتب خود را كه در شكل و رنگ ، گوناگون بودند ولى در اصل و هدف نهايى متحد
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 866
مساهمون: جورج جرداق
ص٨٦٦