بهشمار مىرفتند برپايه آن بنياد نهادهاند ، همان اصول و پايههاى روشنى است كه بهطور تثبيتشدهاى در روش علىبن ابيطالب و مكتب او وجود دارد و گويا كه امام على در روزگار آنان بهسر مىبرد و تحولات زمان و جوامع آنان را ديده و بسيارى از تجربهها و آزمايشهاى آنان را دريافته بود !
امام على با كمال اعتقاد به نيروى عقل و خرد مىفرمايد : « از عقل و خرد تو ، همين برايت كافى است كه راه نجات و خوشبختى را از گمراهى و ضلالت به تو نشان دهد » و : « عقل آينه پاك و صافى است » . و جداً اين نكته شما را تكان خواهد داد كه ببينيد امام على چگونه در آن زمان به ارزش نظر خرد و ديد عقل و پابرجايى ادراك عقلى ، در قبال نيرنگ حواس ، پى برده و مىفرمايد : « گاهى چشمها ، انسان را فريب داده و به اشتباه مىاندازد ، ولى عقل و خرد كسى را كه با آن مشورت كند ، گول نمىزند » و : « عقل و خرد در هرحال شمشير قاطعى است » .
و چون علم و دانش از مسائل و انشعابات عقل و خرد است و عقل و خرد داراى همچو ارزشى است ، بسيار منطقى خواهد بود كه على بفرمايد : « علم راه بهانه و عذر بهانهجويان را مىبندد » . اگر ما فرض كنيم كه كلمه « علم » آن مفهومى را نداشت كه در عصر ما دارد ، ولى بايد گفت كه بىشك مراد از آن ، فرهنگ و معرفت است و فرهنگ و معرفت از نظر مفهوم و مدلول از « علم » وسيعتر و بيشتر است ، زيرا كه « علم » امروز در مدلول ويژهاى بهكار مىرود ، ولى فرهنگ و شناخت معنى عام و شاملى دارد .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 867
مساهمون: جورج جرداق
ص٨٦٧