تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 858

مساهمون:

ص٨٥٨
است : « هر انسانى در خلقت مانند تو است » و « انسان آينهء انسان است » . يكى از نويسندگان و ادباى فرانسه از ته دل فرياد برمىآورد و به‌وسيله آن از شرايط و اوضاع ناگوارى كه ده‌ها نسل انسانى در آن به‌سر برده‌اند ، پرده برمىدارد و درباره وضع فرزندان طبقات ملى و گروه‌هاى اصيل جامعه مىگويد : « آنان رنج و زحمت شخم‌زنى و بذر و آبيارى و دروكردن را تحمل مىكنند و سپس خود آنان از همين نانى كه تخم آن را كاشته‌اند ، محروم مىگردند » . همين فرياد را به نوع ديگر و در شكل مثبتى ، در برخورد امام على با جامعه‌اى خواهيد يافت كه او مىخواهد آن را اصلاح كند و به‌شكل يك جامعه انسانى و دادگر درآورد كه در آن استثمار ، يا انسان محروم ، وجود نداشته باشد . . . امام على درباره فرزندان آن جامعه سخن ارزشمندى را مىفرمايد كه خود سخن نشان مىدهد تا چه حد از نظر ريشه و نتيجه ، عميق‌تر و اساسىتر از گفته اديب فرانسوى است : « محصول و ثمرهء دست رنج آنان براى دهن‌هاى ديگران نيست » . « 1 » و اگر درباره معنى كلمه « وطن » تحقيق كنيد و بخواهيد كه مفهوم جديد آن را كه در ادبيات عصر نهضت و ادبيات انقلاب كبير آمده دريابيد ، مىبينيد كه لابروير آن را در جمله كوتاهى بيان مىكند كه تأثير آن در آثار همه نويسندگان و ادباء دوره نهضت به‌چشم مىخورد : « ميهن توأم با ستم ، ارزشى ندارد » . و نظير همين مفهوم
هامش
( 1 ) . امام على عليه السلام در پاسخ « عبدالله بن زمعه » كه از شيعيان وى بود و از او مال بيشترى مىخواست فرمود : « ان هذاالمال ليس لى و لاك و انما هو فيىء للمسلمين ، فان شركتهم كان لك مثل حظهم والاقجناة ايديهم لاتكون لغير افواههم » اين مال نه از آن من و نه از آن توست ، بلكه مربوط به همه مسلمانان است و اگر تو در كارشان با آنها همراه بودى ، همانند آنان سهم مىبردى و گرنه ثمره رنج آنان ، براى دهنهاى ديگران نيست . م