بهسوى آزادى انسانى كه امانت وجود و هستى را بردوش دارد از هرگونه ترس و قيدى ، آن راه را پيموده است ، بسيار سودمند خواهد بود .
و همچنين اگر آرا و افكار انديشمندانى را مورد بررسى قرار دهيم كه اين نهضت را رهبرى كرده ، و هدفهاى آن را روشن ساخته و براى بارورساختن آن ، زندگى خود را در راه آن فدا كردهاند بسيار مفيد خواهد بود . و اگر ما از گروه خاصى از اينگونه راهبران سخن گفتيم و بيشتر درباره متفكران فرانسوى كه يا معاصر با انقلاب كبير فرانسه بودند و يا مدت كوتاهى پيش از آن مىزيستند ، بحث نموديم ، براى آن بود كه آنان بيشتر از ديگر متفكران ، با روح انقلاب و رنگ و شكل آن و مبادى و اصولى كه از آن سرچشمه گرفت ، پيوند داشتند .
فكر مىكنم كه شما در موقع مطالعه فصول گذشته به اين نكته توجه پيدا كرديد كه بزرگان اين متفكران و انديشمندان ، اعم از فرانسوى و غيرفرانسوى ، با چه پيوندها و رشتههاى استوار و محكمى به علىبن ابيطالب مىپيوندند ؟ شايد مقدار بسياربسيار قليلى از اين اصول فكرى را كه در نزد اين گروه انديشمند پيدا شده ، از نظر مفاد يا نص در نزد علىبن ابيطالب پيدا نكنيد « 1 » ولى در قسمت اعظم مطالب و در اصول اساسى بسيار زيادى ، بين آنان و قهرمان يگانه انديشه عربى « 2 » اشتراك كامل وجود دارد .
هامش
( 1 ) . ما معتقديم كه هيچ ماده و اصلى كه به نفع انسان باشد ، در اصول اسلامى ، كه امام على بعد از محمد ( ص ) ، پيشواى مكتب آن است ، فروگذار نشده و همان اصول بسيار قليلى كه مؤلف محترم در نزد امام على نيافته ، بىشك اگر اصولى و منطقى باشد در مبادى اسلامى وجود دارد . م
( 2 ) . با اينكه مؤلف امام على را انسانى جهانى مىداند ، معلوم نيست كه چرا در اينجا آن حضرت را به جهان عرب ! و انديشه عربى ؟ منسوب مىسازد ؟ م