نيز ناشى از همين بينش است : « حكومت نسبت به مردم ، بهمثابه پدر است » .
و همينطور ، آنچه را كه امام على درباره مسائل مختلف پيوندهاى اجتماعى و همگانى صلاح ديده ، ساوونارولا نيز صلاح مىداند . و آن روش ثابت و استقامت عظيمى كه علىبن ابيطالب در برابر اشراف و بزرگان قوم داشت ، پيامبر عصر نهضت نيز با آن خصلت شناخته شده است !
و اگر براى شما روشن گرديد كه بين اصول و مبادى ساوونارولا كه زندگى را در اروپا دگرگون ساخت و تجديد نمود و ظهور او ضربه مهلكى بر هستى قرون وسطى بود و مبادى امام على اين چنين پيوندهاى استوارى وجود دارد و آنگاه به بررسى و ارزيابى اصول فكرى بزرگى پرداختيد كه در نزد متفكرانى وجود دارد كه زمينه انقلاب كبير فرانسه را آماده ساخته و سپس شعارهاى آن را طرح كرده و اساس آن را پىريزى نمودند ، پيوند و ارتباط محكمترى را خواهيد يافت كه بين اين انديشمندان و شخصيت بىنظير انديشه عربى و انسانيت عربى ! موجود است .
* * * به آنچه از گفتههاى پاسكال درباره انسانيت واحد نقل كرديم ، بنگريد و يا به سخنان انديشمندان ديگر در زمينه وحدت نژاد بشرى نگاه كنيد و آنگاه به تعليمات امام على نظر كنيد . خواهيد ديد كه تعاليم علىبن ابيطالب بر پايه همين احساس مطلق نسبت به انسانيت واحد و وحدتنژاد بشرى و لزوم همكارى و تعاون بين فرزندان انسان پىريزى شده است . و از نشانهها و آيات امام على در اين زمينه
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 857
مساهمون: جورج جرداق
ص٨٥٧