نادانى نيست » و : « سرمايه و گنجى سودمندتر از دانش وجود ندارد » و : « علم ، ميراث نيكويى است » و : « دانش نگهبان تو است و تو نگهبان مال و ثروت » و : « طلبكردن علم براى تو ، واجبتر از طلبكردن مال و ثروت است » .
و اگر تو از زمرهء كسانى باشى كه در بين مردم حكم و فتوى داده يا بر آنها حكومت رانده و يا در ميان آنان قضاوت مىكنى ، علىبن ابيطالب اين گفتار جاودان را در گوشهايت مىخواند و گويا كه آن را در گوشهاى همه حكام قرون و اعصار ، و از جمله اكثريت طبقه حاكمه ملتهاى امروزى مىخواند : « آنكس كه بدون دانش و علم در بين مردم فتوى دهد ، زمين و آسمان بر او لعنت فرستند » .
و اگر تو حاكم بوده و يا در جرگه رهبران جامعه باشى و خود را در در عين نادانى و حماقت ، در عداد بزرگان و افراد پرارج بشمارى ! على بر تو مىگويد : « بىارزشترين مردم ، كمدانشترين آنها است » و : « دانشمند اگرچه مرده باشد ، زنده بهشمار مىرود و جاهل و نادان اگرچه زنده هم باشد ، مرده است » و : « صاحبان مال و ثروت در حالىكه زندهاند ، نابود شدهاند و دانشمندان تا روزگار باقى است ، زنده وجاودانهاند » .
و اگر تو از شمار كسانى باشى كه به دانش كم قانعاند ، بر تو مىگويد : « بر هر ظرفى چيزى را كه بگذارند تنگتر مىشود ، مگر ظرف علم و دانش كه گشايش مىيابد » و او مىخواهد كه تو در هر صورتى بهدنبال علم و دانش باشى و مىفرمايد : « هيچ جنبش و حركتى نيست مگر آنكه تو در آن نيازمند فرهنگ و معرفت هستى » .
و سپس با دقت كامل ، اين مثال جالب را براى تو مىآورد : « كسى
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 839
مساهمون: جورج جرداق
ص٨٣٩