تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 838

مساهمون:

ص٨٣٨
مىيابيم . زيرا كه او اگر تو را براى كسب معرفت و فرهنگ ترغيب كند ، خود را در قبال تو به‌مثابه پدرى مىداند كه در برابر فرزندى قرار گرفته كه مىخواهد او را بر آن راه و مزاياى آن ، وادار سازد و يا چنان با تو رفتار كند كه گويى انسان با خويشتن معامله مىكند ، و از همين‌جا است كه شكل پند و اندرز از توصيه‌ها و نصايح او كنار مىرود تا با مثل و تاريخ ، ميدان را براى آموزش و پرورش باز بگذارد . او اگر تو را براى كسب معرفت تشويق مىكند ، براى آن است كه تو انسانى و وجه امتياز تو با حيوانات در آن است كه امكان شناخت و معرفت را دارى ، و اين صفت تو باعث مىشود كه علىبن ابيطالب در اركان وجود تو غريزه ميل به معرفت و كشف مجهولات را بيدار سازد و از تو بخواهد كه اين غريزه را از آلودگىهاى پست مادى دور ساخته و تقويت نمايى و هميشه در يك شوق دائمى نسبت به طلب علم و دانش ، به‌سر ببرى . از ديدگاه امام على جايگاه اجتماعى تو و اينكه زمامدار باشى يا از افراد توده مردم ، مسئوليت‌هاى كوچك يا بزرگى به‌عهده داشته باشى ، دور از مردم و اجتماع باشى يا در دل اجتماع و در بين توده مردم قرار بگيرى تفاوتى ندارد و البته در نزد على همراه مردم‌بودن بهتر است در هر صورت ، تو انسان هستى و طلب معرفت و فرهنگ از امتيازات تو است ، و از همين‌جا است كه مىبينى علىبن ابيطالب تو را به‌مثابه يك انسان عادى مورد خطاب قرار داده و مىگويد : « خير و نيكى آن نيست كه ثروت و اولاد تو زياد باشد ، ولى خير و نيكى آن است كه علم و دانش تو زياد باشد » و : « اگر خداوند بخواهد بنده‌اى را پست گرداند ، او را از علم و دانش دور مىسازد » و : « هيچ افتخارى چون علم نيست » و : « تنگدستى و فقرى همچون جهل و