على چرا ديروز فرماندارى شام را به معاويه نداد ؟ براى آنكه معاويه در نظر على : « از اهل نيرنگ و حيله ، از صاحبان ظلم و ستم ، از رشوهخواران و نيرنگبازان تبهكارى است كه مال توده مردم را به رشوت مىدهند ، و از كسانى است كه حق را پايمال ساخته و باطل را انتخاب كردهاند و اگر بر مردم حكومت كنند ، خشم و فخرفروشى را آشكار سازند و با زور و قلدرى بر آنها مسلط گشته و فساد و تبهكارى را در روى زمين توسعه مىدهند » « 1 » . . .
چرا كه فرماندار و حاكم از نظر على و در حكومت وى بايست كه نيرنگ بهكار نبرد ؛ و به فساد و تباهى آلوده نگردد و ظلم و ستم نكند و به رشوهخوارى نپردازد . حاكم بايد بداند و درك كند كه اموال و دارايى همگانى طعمه و رزق خاص او نيست ، بلكه از آن همه افراد توده است و علاوه بر اينها ، على دوست نمىدارد كه فرمانداران و همچنين ديگران ، با خشم و غضب ، فخر و مباهات ، زور و قلدرى ، فساد و تباهى در روى زمين ، آلوده گردند . بهخاطر همه اينها است كه على ديروز فرماندارى شام را به معاويه نداد و حجاز و يمن را به امثال معاويه نبخشيد !
ولى بايد پرسيد كه چرا علىبن ابيطالب امروز هم شام را به معاويه نمىبخشد ، در صورتىكه او با سربازان و لشكريان و بزرگان و اشراف و اوباشى كه بهدور خود جمع كرده و با اسلحه و ثروتى كه در اختيار دارد ، بهمثابه يك خطر جدى بر ضد وى درآمده است ؟ اگر يك رهبر
هامش
( 1 ) . اين عبارات را در موارد مختلفى از نهجالبلاغه و مستدرك نهجالبلاغه مىيابيد و همه آنها در توصيف معاويه است . م