ولى اگر تو دانشمند باشى ، بايد علم و دانش خود را بهطور رايگان در اختيار توده مردم بگذارى و اين نهايت سپاسگزارى تو است ، چرا كه : « سپاسگزارى دانشمند نسبت به علم و دانش خود ، در آن است كه آن را به رايگان در اختيار نيازمندانش بگذارد » .
و البته هدف نهايى و يگانه از هر علم و هر معرفتى آن است كه انسان به دانش و علم خود عمل كند و علىبن ابيطالب در اين باره است كه چنين مىگويد : « علم مقرون با عمل است ، آنكس كه بداند ، عمل مىكند و علم به عمل دعوت مىكند . پس اگر انسان به آن پاسخ مثبت دهد ، بهرهمند شود و گرنه از آن دور گردد » ! و باز مىفرمايد : « پستترين مراتب علم آن است كه در زبان باشد و عالىترين علم آن است كه درتار و پود و اركان وجودى انسان باشد » . على مىخواهد بدينوسيله بگويد : پستترين دانشها آن است كه اثر آن در رفتار و كردار ظاهر نگردد .
سپس علىبن ابيطالب ارزش انسان را در روى زمين بسته به يكى از چهار نكتهاى مىداند كه غير از آنها ، هيچچيز ارزش واقعى ندارد كه دو نكته از آن ، در عالمى است كه علم خود را بهكار ببرد و در جاهلى است كه در راه دانايى گام نهد ، و مىگويد : « پابرجايى دين و دنيا به چهارچيز است : عالمى كه دانش خود را بهكار برد و جاهل و نادانى كه از آموزش بازنماند و . . . »
علىبن ابيطالب براى آنكه مردم را به كسب دانش تشويق كند ، فرد جاهلى را كه در راه فرهنگ و كسب علم گام مىنهد ، بهمثابه دانشمند مىداند و عالمى را كه دچار جمود گشته و علاقهمند به افزايش علم خود نيست ، بهمنزلهء جاهل و نادان معرفى مىكند : « نادانى كه كسب
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 841
مساهمون: جورج جرداق
ص٨٤١