بينالمللى و اعلاميهها و قوانين جديد ديگر ، به شمارهگذارى و ترتيب مواد نپرداخته است ، ولى اگر ما مختصر كوششى بهكار ببريم ، مىتوانيم همين ترتيب و درجهبندى مواد را نيز در مبادى امام بيابيم علاوه بر اين ، بايد اشاره كرد كه اين ترتيب و درجهبندى ضمنى در عهدنامه مالك اشتر و يا عهدنامههاى ديگر امام ، مشاهده مىشود . و در هر صورت بايد گفت كه اين روش شمارهگذارى و ترتيب مواد در زمان علىبن ابيطالب و در آن محيط ، مرسوم نبود ، و اين روش ، پس از ترجمه فرهنگ يونان به عربى ، در عصر عباسيان ، در جهان عرب شناخته شد !
اين وحدت و توازن در شخصيت علىبن ابيطالب در هر روش و هر عمل امام و در هر جاى نهجالبلاغه كه بنگريد ، آشكار و پرتوافكن است . و از همينجا است كه مىبينيم آن فكر اساسى و بنيادى كه امام پيماننامه خود را با يك والى بر روى آن پايهگذارى مىكند ، همان فكر اساسى است كه پيمان و عهدنامه خود را با هر والى و فرماندار ديگرى بر اساس آن پىريزى مىنمايد كه نه در ريشههاى عمومى و نه در فروع و جزئيات ناشى از آنها ، هيچگونه تناقض و تعارضى بين دو عهدنامه از آنها وجود ندارد .
همين فكر و انديشه اساسى است كه امام پيش از آنكه بهوسيله انقلابيون به خلافت برسد ، خطبه و گفتارش را برپايه آن مىنهاد و در زمان خلافت نيز خطبه و گفتارش را بر آن متكى مىساخت و همچنين هم در حالت صلح ، خطبهاش را بر آن استوار خواهد ساخت و پس از آن ، در جنگ جمل كه دشمنانش كشتار را وسيله قرار دادهاند و بعد در جنگ صفين كه گروه اشراف و باند تبهكاران نادان ، ضد وى متحد
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 833
مساهمون: جورج جرداق
ص٨٣٣