و از جملهء موادى كه اين جمعيت تصويب كرد آن بود كه :
1 . بشريت بهمثابه يك هيئت اجتماعى است كه هدف آن صلح و خوشبختى براى همه ، و براى هر عضوى از اعضاى آن است .
2 . در داخل اين هيئت اجتماع بزرگ ، همه ملتها و دولتها بهمثابه افراد از همه حقوق طبيعى بهرهمند مىشوند و تابع همان اصول و عدالتى مىشوند كه مردم در هيئتهاى اجتماعى كوچك خود ، در برابر آن سر فرود مىآورند !
در سال 1790 « دانتون » پيشنهاد كرد : « چون ضرورى است كه ديگر حد و مرزى ، غير از مرز جهانى وجود نداشته باشد ! بايد گيلاسى ! را براى سلامتى و آزادى و خوشبختى بشريت سركشيد ! » و در همان سال « ميرابو » با هيجان فراوان به « پيمان اتحاد و نژاد بشرى » دعوت نمود و در سال 1793 « روبسپير » چهار ماده پيشنهاد كرد كه ماده اول آن چنين مىگويد : « افراد بشر در سراسر زمين برادر همديگر هستند و بايد ملتهاى گوناگون ، بر طبق امكانات خود با يكديگر همكارى و تعاون داشته باشند ، بدان سان كه مردم يك وطن ، در يك كشور همكارى و تعاون دارند » . و « كاميل ديمولان » گفت : ما آرزو مىكنيم كه بهزودى تجزيه و تقسيم جهان به كشورهاى كوچك پايان يابد و در روى زمين جز يك ملت واحد كه آن را نژاد بشرى بناميم ، وجود نداشته باشد . » « 1 »
* * * اكنون بايد ديد كه نظر مؤلف مزبور چيست ؟ آيا او همانند من و
هامش
( 1 ) . « تاريخ اعلان حقوق الانسان » ، صص 115 - 116